لب بر تیغ

نام کتاب : لب بر تیغ

نویسنده : حسین سناپور

ناشر : نشر چشمه

چاپ اول ، ۱۳۸۹

تعداد صفحات : ۱۶۴ صفحه

قیمت : ۴۰۰۰ تومان

 

شهربانو

نام کتاب : شهربانو

نویسنده : محمد حسن شهسواری

ناشر : نشر چشمه

چاپ اول ، ۱۳۸۹

تعداد صفحات : ۹۵ صفحه

قیمت : ۲۲۰۰ تومان

 

 قسمتی از کتاب :

"از كي، درست از چه زماني فهميد نبايد طلبكار باشد؛ از هيچ‌كس و هيچ‌چيز؟ اما اين شهربانوي سختگير وجودش بود كه همه‌چيز را كامل مي‌خواست؛ تا سرحد خرد شدن همه‌ي استخوان‌هاي اراده‌اش. و نمي‌دانست درست چه زماني فرياد خواهد كشيد، كه ديگر نمي‌توانم. وقتي اين حق را به خودش مي‌داد كه بالاخره يك روز فرياد خواهد زد نمي‌توانم، مي‌دانست مي‌تواند اين فرياد را عقب بيندازد، بسيار عقب. آن‌قدر كه اميدوار بود هيچ‌گاه از دهانش خارج نشود. ولي حالا بايد به زبان درآوردن رامين چهارساله جواب مي‌داد كه دست مادرش را شل گرفته بود. آن هم درست وسط اتاق سماواتي، مدير مهدكودكي در ولنجك.
اگر يك ناظر بيروني، ناظر بي‌طرف بيروني، آن‌جا بود مي‌ديد شهربانو بي‌ادا، لب‌هايش را از هم باز كرده براي زبان‌درازي. رامين مي‌خنديد. مادر جوان كه متوجه زبان‌بازي كودكش و شهربانو شده بود، رامين را از خودش دور كرد و دستش را به دست پدر داد و با اشاره از او خواست بچه را از اتاق سماواتي بيرون ببرد. پدر و فرزند براي بيرون رفتن بايد از جلو شهربانو مي‌گذشتند. رامين نزديك شهربانو كه رسيد، دست پدر را رها كرد و به سمت او دويد. شهربانو روي زانوها خم شد و بغلش كرد ..."

 

آستین های رنگی

نام کتاب : آستین های رنگی ( مجموعه داستان )

نویسنده : تایماز افسری

ناشر : نشر نی

چاپ اول ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۱۰۴ صفحه

قیمت : ۲۰۰۰ تومان

 

کتاب از هفت داستان به نام های: خاک پری، آسانسور، کله پاک کن، قصه ی خرسی که جیپ قرمزش را بزخر کرده بود، روشنی های کج، پرنده بازو شام دوستانه تشکیل شده است.

 

 

سالمرگی

نام کتاب : سالمرگی

نویسنده : اصغر الهی

ناشر : نشر چشمه

چاپ اول ، ۱۳۸۵

تعداد صفحات : ۱۴۳ صفحه

قیمت : ۱۵۰۰ تومان


در اين رمان، مرگ ميان خانواده‌اي رخ مي‌دهد و هريك از آنان به شكلي از ميان مي‌روند. يكي از قهرمانان اصلي داستان، خودكشي مي‌كند. او ديگر افراد خانواده، رنجش خود از اين عمل را در حالي كه گرد هم نشسته‌اند، واگويه مي‌كنند. گفتني است "سال‌مرگي" همانند بزمرگي است و كنايتي است از مرگ خواسته و ناخواسته در ميان آدميان كه باعث از بين رفتن آرزوها مي‌شود.

پ ن : چاپ این کتاب ممنوع شده است.


 

عاشقیت در پاورقی

نام کتاب : عاشقیت در پاورقی ( مجموعه داستان )

نویسنده : مهسا محب علی

ناشر : نشر چشمه

چاپ دوم ، ۱۳۸۴

تعداد صفحات : ۸۶ صفحه

قیمت :

کتاب از هشت داستان به نامهای : هندی برقصم ؟، عاشقیت در پاورقی، عتیقه ها، خفاشه، هفت پاره ی دانای کل، کراوات سبز، نصف سفید، نصف بنفش، چند سانت توی زمین تشکیل شده است.این کتاب برنده ی جایزه ی بهترین مجموعه داستان سال ۱۳۸۳ از بنیاد گلشیری شده است.

این کتاب در سال ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ چاپ شد اما چاپ آن ممنوع شد.

 .

داستان ها همه شون یک جورایی به عشق اشاره دارند و اکثرشون اشاره به عشق هایی دارند که اولویت اول زندگی و قلب آدمها نیستند و یک جورایی در پاورقی قررا دارند .

 

این کتاب برنده بهترین مجموعه داستان جایزه هوشنگ گلشیری و نامزد بهترین مجموعه داستان منتقدان و نویسندگان مطبوعات بوده . همچنین داستان «هفت پاره دانای کل» از همین مجموعه - جزو داستان‌های برتر سال جایزه مهرگان ادب (پکا) انتخاب شده است . کتاب در سال 1383 چاپ شد و در طی یک سال به چاپ سوم رسید و در همون موقع برای چاپ چهارم با مشکل مجوز رو به رو شد . بد نیست اشاره بشه که خانم لیلی رشیدی هم تئاتری را از روی داستان عاشقیت در پاورقی به روی صحنه بردند .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

فراموشی کمک می کند تا خاطرات گذشته تغییر شکل دهند و گاهی به یاری ذهن یا احساس مجروح بشتابد . احساسی برآمده از مرگ فرزند ، یا سقط جنین یا خیانتی که هرگز به درستی آشکار نشده و البته هرگز هم انکار نشده است .

 

مردها هرگز نمی توانند به همه ی حرف های من گوش بدهند ، مگر این که مثل این یکی مرده باشند .

 

در این داستان جلو چشمان تو یک قتل اتفاق خواهد افتاد . من به تو قول می دهم تا اخر این داستان نتوانی چشم از سطرها برداری . حتی ممکن است از شدت اضطراب دچار سکسکه شوی و تو هم به من قولی بده ، قول بده که مرا در میانه ی سطرها گم کنی .

 

من که داره خوابم می بره . تمام دیشب را بیدار بودم . دیگه نمی تونم پلک هام را نگه دارم . تا من بیدار بشم تو می تونی باز هم فکر کنی . ولی ارزشش رو نداره . اصلا مهم نیست ، وقتی می شه با یه دوش گرفتن از رو تن پاکش کرد .

پ ن : از این مجموعه داستان من از داستان هفت پاره ی دانای کل خوشم اومد بقیه ی داستانها به نظرم زیاد جالب نبود.

 

بعد از عروسی چه گذشت

نام کتاب : بعد از عروسی چه گذشت

نویسنده : رضا براهنی

ناشر : انتشارات نگاه

چاپ اول ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۱۰۹ صفحه

قیمت : ۲۰۰۰ تومان

 

ماه در حلقه ی انگشتر

نام کتاب : ماه در حلقه ی انگشتر

نویسنده : مسعود کریم خانی ( روزبهان )

ناشر : نشر چشمه

چاپ دوم ، ۱۳۸۷

تعداد صفحات : ۱۱۶ صفحه

قیمت : ۲۰۰۰ تومان

 

چرا نمی آیم؟ نمی دانم. شاید زیر آوار کلمه هایم زنده به گور شده ام . نیرویی نمانده است که برخیزم و خود را تکان دهم؛ همچون معمار مقرنس کار که در زیر تاق مقرنس مدفون شده باشد.
و این ها را برای تو نمی توانم بگویم، سارا، که با چشم های برآمده از کدام دوردست تاریخ نگاهم می کنی و آزارم می دهی. و چه شیرین!آزارم می دهی، سارا. و شیرینی آزار تو، همچون تلخی شرابی کهنه سرخوشم می دارد.

از مسعود کریم خانی(روزبهان) منتشر شده است:
آواز بومیان زمین: مجموعه شعر(خاک/ آلمان)
شعرهایی که شاعرانشان را گم کرده اند: مجموعه شعر(رؤیا/ سوئد)
نه چندان به ضرورت: در نقد شعر(رؤیا/ سوئد)
قناری در متافیزیک کلمه: در نقد شعر(رؤیا/ سوئد)

 

و حالا عصر است

نام کتاب : و حالا عصر است ( مجموعه داستان )

نویسنده : طیبه گوهری

ناشر : نشر ثالث

چاپ اول ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۹۵ صفحه

قیمت : ۲۰۰۰ تومان


در داستان كوتاه «و حالا عصر است» مردي تنها به مرور خاطرات خود مي‌پردازد. همسر اين مرد كه علاقة شديدي به خارج از كشور دارد، به بهانة بيماري دخترش همسرش را راضي مي‌كند تا به اروپا سفر كند و پس از مدتي مقدمات رفتن همسرش را نيز فراهم كند. زن مي‌رود و ديگر از او خبري نمي‌شود، تا اين كه مرد پس از جست‌وجوي فراوان متوجه مي‌شود كه پاي كس ديگري درميان بوده است. ديگر داستان‌هاي اين مجموعه عبارت است از: هزار و يك بار؛ آهه؛ لرزه‌هاي خيس؛ پل؛ چترباز؛ پلاتين؛ چشم‌هاي فرضي؛ مهمان آخر؛ اينجا همه خوابيده‌اند؛ نشان‌هاي مفرغي و حلقة داغ.

 

پ ن : من زیاد داستان کوتاه نخوندم و نمی تونم با این نوع روایت ارتباط برقرار کنم ولی از این کتاب خوشم اومد و خوندنش برام جالب بود.

 


 

پسری که مرا دوست داشت

نام کتاب : پسری که مرا دوست داشت ( مجموعه داستان کوتاه )

نویسنده : بلقیس سلیمانی

ناشر : ققنوس

چاپ اول ، ۱۳۸۹

تعداد صفحات : ۱۰۴ صفحه

قیمت : ۲۰۰۰ تومان

 

پسرک دوچرخه سوار به سرعت از کنار دخترک دانش آموز رد می شد و می پرسید : "عروس مادر من می شی ؟ " دخترک هرگز به این سوال پاسخ نمی داد .سکوت علامت رضا بود، این را هر دو می دانستند.

پسرک در هفده سالگی به جبهه رفت و در چهل و دو سالگی دخترک بازگشت ودر قبرستان شهر کوچک آرام گرفت.

فردای روز تشییع استخوان های پسرک، زن سر مزار او رفت.همان پسرک شوخ و شنگ هفده ساله در قاب عکس به او لبخند می زد.دخترکی شش ساله ظرف خرما را جلوش گرفت و گفت : "چقدر پسرتون خوشگل بوده!"

 

دایی جان ناپلئون

نام کتاب : دایی جان ناپلئون

نویسنده : ایرج پزشکزاد

ناشر : انتشارات صفی علیشاه

چاپ افست

تعداد صفحات : ۴۵۹ صفحه

قیمت : ۴۵۰۰تومان

 

 

کتاب در مورد یکی از خانواده های اشراف و به قولی شازده ها می باشد . این خانواده اشرافی در یک باغ بزرگ در کنار هم زندگی می کنند و رفتار و حرکاتشان به نوعی نمایشگر قشرهای مختلفی از جامعه می باشد  . افرادی که آنقدر دروغ ها و خیالات خود را تکرار می کنند که خودشان نیز باور می کنند ، مردهای چشم چران ، عاشق های قلابی  ، افراد خود بزرگ بین و جاه طلب ، مردم طماع و ... . دائی جان ناپلئون بزرگ  خانواده است که یکی از ارتشی های جزء است اما آن قدر از نبردهای خود با انگلیسی ها و کشتن قشون آنها سخن گفته که باورش شده انگلیس به دنبال اوست . به دلیل علاقه شدید این دائی به ناپلئون او را دائی جان ناپلئون می نامند . خواهر زاده دائی جان ناپلئون که راوی داستان نیز هست عاشق لیلی دختر دایی خود می باشد اما دائی جان با شوهر خواهر خود روابط خوبی ندارد و می خواهد لیلی را به پوری پسر برادرش بدهد  . راوی به کمک یکی از افراد فامیل به نام اسد سعی در بهبود اوضاع دارد اما دائی جان و شوهر خواهرش دائم سر قضیه اشرافیت خانواده و انگلیس و ناپلئون دعوا دارند و ....
کتاب فوق العاده ای بود . بسیار بسیار دوستش داشتم . محیط چنین خانواده ای را بسیار زیبا درآورده . چه تکیه کلام های قشنگی استفاده کرده و ماجراهای مختلف این قدر زیبا و با لحن گفتار رئال و جذابی وارد ماجرای اصلی می شوند که آدم را جذب خودشون می کنند . شخصیت پردازی ها حرف نداره . این قضیه هم که همه چیز رو می گفتن زیر سر انگلیسی هاست واقعا باحال بود . کتاب طولانی هست اما واقعا به خوندنش می ارزه . به عقیده من یکی از کتاب های بسیار خوبی ایرانی هست که تا به حال خوندم . اعتراف می کنم که وسط داستان هم که بودم ، رفتم تهش را خوندم ببینم این دو تا بهم می رسن یا نه !

ظاهرا آقای پزشکزاد این داستان را در سوئیس نوشتن و به عنوان داستان پاورقی در مجله چاپ می کردند که به دلیل استقبال شدید مردم به صورت کتاب درش می یارن و بعدها آقای ناصر تقوایی هم یک مجموعه تلویزیونی از روی اون می سازند و شخصیت دائی جان ناپلئون بسیار در ایران به شهرت می رسد .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

نمی خواستم دستم را بشویم مبادا بوی او برود .

 

- خدایا ! اولا مرا ببخش که با پول دزدی شمع روشن می کنم . ثانیا به من کمک کن که این اختلاف بین  آقا جان و دائی جان را حل کنم یا خودت حلش کن .
ولی اطمینان داشتم که خدا بین این دو تا راه حل اگر بخواهد کمکی بکند دومی را انتخاب می کند . این را می دانستم فقط راه حل اول را برای تعارف گفته بودم .

ستاره های شب تیره

نام کتاب : ستاره های شب تیره ( مجموعه داستان )

نویسنده : فریدون تنکابنی

ناشر : انتشارات امیر کبیر

چاپ سوم ، ۱۳۵۷

تعداد صفحات : ۱۰۱ صفحه

قیمت : ۱۰ تومان

 

کبریت

نام کتاب : کبریت

نوینده : فردین نظری

نشر آزاد

چاپ سوم ، ۱۳۸۶

تعداد صفحات : ۳۱ صفحه

قیمت : ۲۰۰۰ تومان

 

راوی

نام کتاب : راوی

نویسنده : فردین نظری

نشر آزاد

چاپ دوازدهم ، ۱۳۸۶

تعداد صفحات : ۴۲ صفحه

قیمت : ۲۰۰۰ تومان

 

صورت

نام کتاب : صورت

در ستایش روزمرگی و روزمره گی

نویسنده : فردین نظری

نشر آزاد

چاپ دوم ، ۱۳۸۶

تعداد صفحات : ۵۸ صفحه

قیمت : ۲۰۰۰ تومان

 

راه رفتن روی ریل

نام کتاب : راه رفتن روی ریل ( مجموعه داستان )

نویسنده : فریدون تنکابنی

ناشر : انتشارات امیر کبیر

تعداد صفحات : ۱۹۴ صفحه

قیمت : ۱۸ تومان

 

سفر به بیست و دو سالگی

نام کتاب : سفر به بیست و دو سالگی

نویسنده : فریدون تنکابنی

ناشر : انتشارات رز

چاپ اول ، ۱۳۵۵

تعداد صفحات : ۳۱ صفحه

قیمت :

لبخند مریم

نام کتاب : لبخند مریم

نویسنده : قاضی ربیحاوی

نشر الکترونیکی

تعداد صفحات : ۷۵ صفحه

بهار 63

نام کتاب : بهار ۶۳

نویسنده : مجتبا پور محسن

ناشر : نشر چشمه

چاپ سوم ، ۱۳۸۹

تعداد صفحات : ۱۰۰ صفحه

قیمت : ۲۴۰۰ تومان

 

زندگي با تمام پازل هاي گونه گونش ، داستاني است تمام عيار ، نقش  نويسنده  نماياندن  اين پازل ها و چگونگي چينش آن است . عشق ، زيبايي ، صداقت  ،خيانت ، محبت،  خساست ، دوست داشتن ، انتقام  ،ريا و تظاهر ....پازلهاي خوب و بدي است که  زندگي همه انسانها آميزه اي  از همه  آنهاست .  داستان بلند بهار63  نويسنده  مجتبا پور محسن، داستان روانکاوي  آدمهاست  پذيرفتن آدمها با حسن و قبح هايي که دارند و در زندگي  خويش تجربه مي کنند .  عشق  و خيانت  ، نه تنها عيب نيست  بلکه رويه هم  مي شود  . شخصيتهاي داستان  از جمله  فرزين  ميترا سما  تهمينه  آدمهاي منحصر بفرد و  دور از دسترس نيستند  . خوب که بکاويم با ما و در کنار ما زندگي مي کنند

 

ادامه نوشته

چرخ دنده ها

نام کتاب : چرخ دنده ها

نویسنده : امیر احمد آریان

ناشر : نشر چشمه

چاپ دوم ، ۱۳۸۹

تعداد صفحات : ۹۹ صفحه

قیمت : ۲۳۰۰ تومان


در 18 اسفندماه، آقاي صاد مهم‌ترين قسم زندگي‌اش را مبني بر پايان دادن به زندگي پرهيجان خود با همسرش و آغاز زندگي دلخواهش مي‌گيرد. او با خودش قرار مي‌گذار با اولين دختري كه مي‌بيند دوست شده و به هر قيمتي شده شش‌ماه خوش‌بگذراند. براي اين هدف دست به اقداماتي مي‌زند، اما بي‌نتيجه مي‌ماند. او تهديد مي‌شود و كتك مي‌خورد، اما در تعقيب دختري تا ميدان اهواز مي‌رود و در فرصتي مناسب به مقصود خود رسيده و جنازة دختر را در اهواز رها مي‌كند و به سمت تهران حركت مي‌كند در اين ميان سرنوشت آقاي سين، مردي معمولي و وسواسي كه هيچ‌وقت ازدواج نكرده به سرنوشت آقاي صاد گره مي‌خورد و آنها را به سوي وقايعي سوق مي‌دهد كه در اين كتاب به تصوير كشيده شده است.

 

ادامه نوشته

داستان باستان

نام کتاب : داستان باستان

نویسنده : حسین نوری

ناشر : دفتر انتشارات اسلامی

چاپ اول ، ۱۳۶۳

تعداد صفحات : ۲۲۱ صفحه

قیمت : ۱۵ تومان

 

از رگ هر تاک دشت سایه ها

نام کتاب : از رگ هر تاک دشت سایه ها

نویسنده : خسرو حمزوی

ناشر : نشر افق

چاپ اول ، ۱۳۸۳

تعداد صفحات : ۶۲۳ صفحه

قیمت : ۵۸۰۰ تومان

 

خش خش تن برهنه ی تاک

نام کتاب : خش خش تن برهنه ی تاک ( مجموعه داستان )

نویسنده : خسرو حمزوی

ناشر : نشر افق

چاپ سوم ، ۱۳۸۶

تعداد صفحات : ۱۹۱ صفحه

قیمت : ۲۵۰۰ تومان

 

وقتی سموم بر تن یک ساق می وزید

نام کتاب : وقتی سموم بر تن یک ساق می وزید

نویسنده : خسرو حمزوی

ناشر : انتشارات روشنگران و مطالعات زنان

چاپ دوم ، ۱۳۸۶

تعداد صفحات : ۳۴۹ صفحه

قیمت : ۴۰۰۰ تومان

 

آسیابان سور

نام کتاب : آسیابان سور ( مجموعه داستان )

نویسنده : خسرو حمزوی

ناشر : نشر افق

چاپ اول ، ۱۳۸۲

تعداد صفحات : ۲۷۲ صفحه

قیمت : ۲۰۰۰ تومان

كتاب حاضر مجموعه سه داستان است از "خسرو حمزوي " با اين عناوين : "آسيابان سور"، "شمشاد پير " و "خرابات " . مضمون كلي اين داستان ها ، رنج آدم هايي است كه سال ها مقيد به عقيده اي ، وفادار به كسي و يا پايبند به مكاني مانده و فرسوده شده اند ؛ سپس رفته و رفته به خودآگاهي رسيده و بر وضعيت موجود شوريده اند.

کی خسرو

نام کتاب : کی خسرو

نویسنده : آرش حجازی

ناشر : انتشارات کاروان

چاپ اول ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۳۹۶ صفحه

قیمت : ۶۵۰۰ تومان

 
«آدورا» گمان مي‌كند ديگر همه‌چيز تمام شده است. همسرش 20 سال پيش مرده و پسرش بزرگ شده و از نزدش رفته است. او اينك فقط دو دلخوشي در زندگي‌اش دارد: كار در انتشارات و تز دكترايش دربارة اسطورة كي‌خسرو. اما هرگز چنين در اشتباه نبوده است؛ و درست موقعي كه فكر مي‌كند همه‌چيز را دربارة كي‌خسرو مي‌داند، كتابچة عجيبي به دستش مي‌رسد كه تمام دانسته‌هايش را دربارة اين شاه عارف و اسرارآميز، كه در فرهنگ ايراني به شاه زنده مشهور است، به چالش مي‌كشد. اما نمي‌تواند در تز دكترايش از اين يافته‌هاي جديد استفاده كند، چرا كه نويسندة كتابچه هيچ اشاره‌اي به هيچ مرجعي در نوشته‌هايش نكرده است. براي همين، آدورا جست‌وجوي بزرگش را براي يافتن نويسندة گمنام كتاب آغاز مي‌كند تا مستقيما مستندات ادعاهاي نويسنده را از خود بپرسد؛ جست‌وجويي كه به شعري طولاني و حيرت‌آور در زمان و مكان ختم مي‌شود و تمام باورهاي قبلي او را به چالش مي‌كشد.

شاهدخت سرزمین ابدیت

نام کتاب : شاهدخت سرزمین ابدیت

نویسنده : آرش حجازی

ناشر : انتشارات کاروان

چاپ دهم ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۲۷۸ صفحه

قیمت : ۴۰۰۰ تومان

كتاب حاضر شامل سه داستان موازي است. شخصيت ها در هر سه داستان در حقيقت يكي هستند: "پوريا"، مرد داستان و "آناهيتا" (در يكي از داستان ها "ناهيد")، زن داستان. داستان اول كه عناصر واقع گرايانه در آن بيشتر ديده مي شود ماجراي پورياي جوان است كه چندي است مادرش را از دست داده و پدرش كه نويسنده و ناشر موفقي است بعد از مرگ همسرش تعادل روحي خويش را از دست داده است. پوريا به شدت تنهاست و حتي نمي تواند با نامزدش "ناهيد" ارتباط برقرار كند. او به شكلي وسواس گونه هر روز به گورستان اسرار آميزي كه مادرش در آن آرميده مي رود و تنها همدمش پيرمرد خادم قبرستان است. خودش دليل اين وسواس را نمي داند؛ اما به مرور مشخص مي شود كه او در سرگذشتش نكته مبهمي را حس مي كند و در تلاش كشف معماي مادرش است.....

نون و القلم

نام کتاب : نون و القلم

نویسنده : جلال آل احمد

ناشر : انتشارات فردوس

چاپ سوم ، ۱۳۷۵

تعداد صفحات : ۲۳۴ صفحه

قیمت : ۶۰۰ تومان

اين كتاب چاپ ديگري است از "ن و القلم" كه در قالب ده بخش تدوين شده است. "نخستين بيان مفصل نظريه او [جلال آل احمد] در نون و القلم (1240) متجلي مي‌شود؛ اين رماني است كه نويسنده بر اساس تجربه‌هاي سياسي خود نوشته و در آن علت شكست نهضت‌هاي چپ‌گراي ايراني بعد از جنگ دوم جهاني را به شكلي استعاري بررسي كرده است.

زن زیادی

نام کتاب : زن زیادی

نویسنده : جلال آل احمد

ناشر : انتشارات فردوس

چاپ ششم ، ۱۳۷۹

تعداد صفحات : ۱۸۴ صفحه

قیمت : ۸۰۰ تومان

«زن زيادي» داستان دختري است سي و چهار ساله، آبله‌رو و بي‌مو كه در زمان خود پيردختر محسوب مي‌شده و پس از اين همه سال بخت به او رو آورده و با پيرپسري لنگ ازدواج كرده است. «فاطمه» كه از اين موضوع بسيار شاد است تمام بدخلقي‌ها و كنايه‌هاي مادر و خواهرشوهر را تاب مي‌آورد. اما هنگامي كه مادرشوهر پي به كچلي وي مي‌برد هر شب فرزند خويش را نزد خود خوانده و آن‌قدر اصرار مي‌كند كه شبي مرد، بي‌هيچ سخني، فاطمه را به خانۀ پدري بازگردانده و طلاقش مي‌دهد. اكنون اين زن بيوه، كه تنها چهل روز عروس بوده، سرافكنده و غمگين در خانۀ پدر به دلتنگي و خودخوري نشسته و به اقبال خويش لعنت مي‌فرستد. مجموعۀ حاضر كه پيش از اين بارها به چاپ رسيده، دربردارندۀ 9 داستان كوتاه از جلال آل احمد ـ نويسندۀ معاصر ـ تحت اين عناوين است: سمنوپزان؛ دفترچۀ بيمه؛ خدادادخان؛ جاپا؛ زن زيادي؛ خانم نزهت‌الدوله؛ عكاس با معرفت؛ دزدزده؛ و مسلول.

از رنجی که می بریم

نام کتاب : از رنجی که می بریم

نویسنده : جلال آل احمد

ناشر : انتشارات مجید

چاپ پنجم ، ۱۳۸۰

تعداد صفحات : ۱۰۵ صفحه

قیمت : ۵۰۰ تومان

 

عزاداریهای نامشروع

نام کتاب : عزاداریهای نامشروع ، اسراییل عامل امپریالیسم

نویسنده : جلال آل احمد

ناشر : انتشارات اطلاعات

چاپ اول ، ۱۳۸۶

تعداد صفحات : ۱۱۳ صفحه

قیمت : ۸۵۰ تومان

 

مدیر مدرسه

نام کتاب : مدیر مدرسه

نویسنده : جلال آل احمد

ناشر : نشر جامه دران

چاپ پنجم ، ۱۳۸۷

تعداد صفحات : ۱۱۲ صفحه

قیمت : ۱۲۰۰ تومان

 

سه تار

نام کتاب : سه تار

نویسنده : جلال آل احمد

ناشر : نشر جامه دران

چاپ چهارم ، ۱۳۸۷

تعداد صفحات : ۱۸۱ صفحه

قیمت : ۲۱۰۰ تومان

 

دید و بازدید

نام کتاب : دید و بازدید

نویسنده : جلال آل احمد

ناشر : نشر جامه دران

چاپ چهارم ، ۱۳۸۷

تعداد صفحات :۱۳۴ صفحه

قیمت : ۱۵۰۰ تومان

 

روز اول قبر

نام کتاب : روز اول قبر

نویسنده : صادق چوبک

ناشر : نشر جامه دران

چاپ اول ، ۱۳۸۴

تعداد صفحات : ۱۷۶ صفحه

قیمت : ۲۱۰۰ تومان


مجموعه‌ي حاضر، شامل 11 داستان كوتاه از "صادق چوبك" (1259 - 1377) است با اين عناوين: "گوركن‌ها"، "چشم شيشه‌اي"، "دسته گل"، "همراه"، "عروسك فروشي"، "يك شب بي‌خوابي"، "همراه (شيوه‌ي ديگر)" و "هفخط". "چوبك به عنوان يكي از پايه‌گذاران ادبيات مدرن ايران در آثارش مي‌كوشد با توصيف دقيق جزئيات، تصويري زنده از واقعيت را نشان دهد. او موفق به پرده برداشتن از جلوه‌هاي هراسناك جامعه‌اي هراسناك و بيمار مي‌شود. جلوه‌هايي كه همواره كوشيده شد تا از نظرها پنهان بماند.... چوبك با نوعي "عين نمايي" ناتوراليستي، كه به شكلي بي‌طرفانه و غير احساساتي انجام مي‌شد، اقدام به بازآفريني دنياي بي‌رحمي كرد كه آدم‌هاي ترسان و تحقير شده‌اش چشم ديدن يكديگر را ندارند".

تنگسیر

نام کتاب : تنگسیر

نویسنده : صادق چوبک

ناشر : نشر جامه دران

چاپ اول ، ۱۳۸۴

تعداد صفحات : ۲۲۳ صفحه

قیمت : ۲۷۰۰ تومان


در اين رمان، سرگذشت "زارمحمد "روستايي زحمتكشي روايت مي‌شود كه در پي عمري رنج كشيدن پولي گرد مي‌آورد و آن را به منظور كسب سود، به سوداگري مي‌سپرد ;اما سوداگر به ياري حاكم شرع، وكيل و دلال پولش را بالا مي‌كشد . التماس‌هاي زارمحمد براي باز گرداندن حقش ;به جايي نمي‌رسد و او كه صبرش به پايان رسيده و به صلاحيت سازمان‌هاي قضايي بي‌اعتماد شده در پي اقدام فردي برمي‌آيد و ....

فوائد گیاهخواری

نام کتاب : فوائد گیاهخواری

نویسنده : صادق هدایت

ناشر : نشر جامه دران

چاپ سوم ، ۱۳۸۵

تعداد صفحات : ۱۱۹ صفحه

قیمت : ۱۴۰۰ تومان

 

سه قطره خون

نام کتاب : سه قطره خون ( مجموعه داستان )

نویسنده : صادق هدایت

ناشر : نشر جامه دران

چاپ سوم ، ۱۳۸۵

تعداد صفحات : ۱۸۴ صفحه

قیمت : ۱۵۰۰ تومان


"سه قطره خون" مجموعه‌ي يازده داستان كوتاه اثر "صادق هدايت" است كه اينك چاپ جديد آن فراهم مي‌آيد. داستان‌هاي اين كتاب عبارت‌اند از: سه قطره خون، گرداب، داش آكل، آينه‌ي شكسته، طلب آمرزش، لاله، صورتك‌ها، چنگال، مردي كه نفسش را كشت، محلل، و گجسته دژ. "در داستان‌هاي اين مجموعه حادثه‌اي حالت پايدار روحي قهرمان را بر هم مي‌زند و او را در وضعيت روحي ناپايدار قرار مي‌دهد. اما اين وضع هم دوامي نمي‌يابد، موجي ديگر از راه مي‌رسد و قهرمان را به بن بست مي‌راند تا مرگ رهايي او را در ربابد...".

سگ ولگرد

نام کتاب : سگ ولگرد ( مجموعه داستان )

نویسنده : صادق هدایت

ناشر : نشر جامه دران

چاپ سوم ، ۱۳۸۵

تعداد صفحات : ۱۶۰ صفحه

قیمت : ۱۳۰۰ تومان

كتاب چاپ ديگري است از مجموعه "سگ ولگرد" اثر "صادق هدايت" كه هشت داستان كوتاه را شامل مي‌شود: سگ ولگرد، دن ژوان كرج، بن‌بست، كاتيا، تخت ابو نصر، تجلي، تاريك خانه، و ميهن پرست. براي نمونه، هدايت در داستان نخست، از زاويه ديد يك سگ به زندگي انسان‌ها مي‌نگرد."پات" سگي از نژاد اصيل است. او وقتي به دنبال ارضاي تمايلات جنسي خود رفته گم شده است. در اين داستان، حيواني كه "در ته چشم‌هايش يك روح انساني ديده مي‌شود". حتي نمي‌تواند كوچك‌ترين اعتراضي به زيست خفت‌بار خود كند. او از اصل افتاده‌اي است كه به جزاي گناهي نامعلوم، چون سگ ولگرد قرباني مي‌شود.

بوف کور

نام کتاب : بوف کور

نویسنده : صادق هدایت

ناشر : انتشارات جاویدان ( افست )

چاپ اول ، ۱۳۱۵

تعداد صفحات : ۸۷ صفحه

قیمت : ۱۰۰۰ تومان

 

علویه خانم

نام کتاب : علویه خانم ( مجموعه داستان )

نویسنده : صادق هدایت

ناشر : انتشارات جاویدان ( افست )

چاپ دوم ، ۱۳۵۶

تعداد صفحات : ۱۳۸ صفحه

قیمت : ۲۰۰۰ تومان

 

حاجی آقا

نام کتاب : حاجی آقا

نویسنده : صادق هدایت

ناشر : انتشارات جاویدان ( افست )

چاپ دوم ، ۱۳۵۶

تعداد صفحات : ۱۰۹ صفحه

قیمت : ۲۰۰۰ تومان

تا موقعی که مردم سر به گریبان وحشت آن دنیا و شکیات و سهویات نباشند، در این دنیا مطیع و منقاد نخواهند ماند.آنوقت ماها نمی توانیم به زندگی خودمان برسیم .تا ترس و زجر و عقوبت دنیوی و اخروی در میان نباشه گمان می کنید برای من و سر کار کار می کنند ؟

واضح تر بگویم : اگر ما مردم را از عقوبت آن دنیا نترسانیم و در این دنیا از سرنیزه و مشت و توسری نترسانیم فردا کلاه ما پس معرکه است.اگر عمله روزی ده ساعت جان میکنه و کار میکنه و به نان شب محتاجه و من انبار قالیم تا طاق چیده شده باید معتقد باشه که تقدیر این بوده !!!فردا بیا به آنها بگو که همه ی اینها چرت و پرته که او کار کرده و من کارشکنی کردم ، آنوقت خر بیار و باقالی بار کن !!!دیگر جای زندگی برای من و شما باقی نمی مانه!!!

مقصودم اینه که لب مطلب را به شما بگم تا چشم و گوشتان باز بشه و دانسته اقدام کنید.قدیمی ها همه این را می دانستند ، پس مردم باید گشنه و محتاج و بیسوادو خرافی بمانند تا مطیع ما باشند.

 

 

پاگرد

نام کتاب : پاگرد

نویسنده : محمد حسن شهسواری

ناشر : نشر افق

چاپ دوم ، ۱۳۸۶

تعداد صفحات : ۲۸۷ صفحه

قیمت : ۳۰۰۰ تومان

نويسنده در اين داستان به روايت انسان‌هايي مي‌پردازد كه به واسطه يك اتفاق سياسي و اجتماعي در كنار هم جمع شده و خاطرات خود و داستان‌هاي‌شان را به ياد مي‌آورند. در اين داستان مخاطب با چندين شخصيت رو به روست كه به خاطر ناآرامي‌هاي دانشگاه تهران و جريانات وابسته به آن به خانه‌اي آمده و چند ساعت در آن جا در كنار هم مي‌مانند. اين آدم‌ها مختلف‌اند: دختر دانشجو، زني خانه‌نشين، و كارگر ساختماني كه از مكث و سكون ايجاد شده به سمت روايت شخصي حركت مي‌كنند. اين انسان‌ها با جنس‌هاي مختلف، كليت متناقضي را مي‌سازند كه ناچارند در كنار هم قرار گيرند. مهم‌ترين آن‌ها مرد ميان سالي است كه در اين هياهو، قسمت‌هاي مهمي از تصاوير گمشده خويش را بازسازي مي‌كند. او كه تجربه بودن در چند دهه و واقعه اجتماعي را دارد، در ميان اين هياهو، راوي و بيانگر داستاني مي‌شود كه عناصري مانند نوستالژي، كودكي و عشق از مهم‌ترين محور‌ها و تصاوير آن‌ها به شمار مي‌آيند.


 

سو و شون

نام کتاب : سو و شون

نویسنده : سیمین دانشور

ناشر : انتشارات خوارزمی

چاپ شانزدهم ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۳۰۴ صفحه

قیمت : ۵۵۰۰ تومان

 

تک خشت

نام کتاب : تک خشت و چند داستان دیگر

نویسنده : منیرالدین بیروتی

ناشر : انتشارات ققنوس

چاپ دوم ، ۱۳۸۳

تعداد صفحات : ۱۴۴ صفحه

قیمت : ۱۱۰۰ تومان

 

فریدون سه پسر داشت

نام کتاب : فریدون سه پسر داشت

نویسنده : عباس معروفی

ناشر : دنا ، رتردام هلند

چاپ دوم ، ۱۳۸۰

تعداد صفحات : ۱۶۱ صفحه

قیمت :

سمفونی مردگان

نام کتاب : سمفونی مردگان

نویسنده : عباس معروفی

ناشر : انتشارات ققنوس

چاپ چهاردهم ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۳۵۰ صفحه

قیمت : ۵۸۰۰ تومان

 

سمفونی مردگان نویسنده عباس معروفی از آن دست رمانهای تاثیر گذار است و شاهکار ادبی محسوب می شود به قول پر فسور دنوشر
"اثری را می توان شاهکار نامید که خالق و نویسنده اش حق مطلب را در پردازش موضوع ،روایی متن و تصویر سازی شخصیتها و ایهام نویسی ، تا انتهای داستان رعایت کرده باشد به عبارت دیگر یک اثر زمانی شاهکار محسوب می شود که تفسیرها ،برداشتها ی متنوع و متعددی از نقطه نظرهای انسان شناسی ،روان شناسی ،جامعه شناسی ،زیبا شناسی و... از ان استنباط بشود و فکر و اذهان اندیشمندان از هر حوزه را متوجه خویش کند.

 

ادامه نوشته

سال بلوا

نام کتاب : سال بلوا

نویسنده : عباس معروفی

ناشر : انتشارات ققنوس

چاپ نهم ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۳۴۲ صفحه

قیمت : ۵۲۰۰ تومان

"دار سايه درازي داشت .وحشتناك و عجيب .خورشيد كه بر مي‌آمد، سايه‌اش از جلو همه مغازه‌ها و خانه‌ها مي‌گذشت ."رمان "سال بلوا "با اين توصيف آغاز مي‌شود" .داستاني كه در آن همه چيز منظم است و منظم نيست ;داستاني تاريخي است و تاريخي نيست ;داستاني كه روايتش خطي است و در عين حال سيال است ."ماجرا عمدتا از زبان دختري روايت مي‌شود كه پدرش سرهنگ است و در آرزوي صعود از پله‌هاي ترقي مدام سقوط مي‌كند .سرهنگ هرگز به پايتخت خوانده نمي‌شود، دخترش نيز به جاي آن كه همسر وليعهد و ملكه ايران شود، دل سپرده به عشق كوزه‌گري غريب ناچار به همسري پزشكي در مي‌آيد كه سرانجام قاتل اوست .تصوير مظلوميت زن ايراني، مظلوميت مرد هنرمند ايراني، و تاريخ پر هراس يك سرزمين كهنسال از مشخصات اصلي اين رمان به شمار مي‌آيد .

 

نوشا دختر سرهنگ نيلوفري است كه در 17 سالگي در كوچه عاشق حسينا كوزه ساز غريب و آواره مي شود . دكتر معصوم هم دكتر خوش قيافه و ميان سال شهر است كه خواستگار نوشاست و نوشا بين عشق و شهرت ، شهرت را بر مي گزيند و زن دكتر مي شود . نوشا خبر ندارد كه با گذشت زمان عاشق تر و عاشق تر مي شود و ...

 

آقاي معروفي از شاگرداي استاد گلشيري بودن و خودشون هم به تدريس ادبيات مي پرداختند .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

اگر كم توقع نبود ، هر دو ما سرنوشتي يكسان مي داشتيم ، چه او پيغمبر من بود ، چه من خداي او مي شدم . و روزگار چه بازي بدي با ما داشت .

 

به همين سادگي آدم اسير مي شود و هيچ كاري هم نمي شود كرد . نبايد هرگز به زنان و مردان عاشق خنديد . همين جوري دو تا نگاه در هم گره مي خورد و آدم ديگر نمي تواند در بدن خودش زندگي كند ، مي خواهد پر بكشد .

 

مردها هميشه تا آخر عمر بچه اند ، اين يادت باشد .

 

كاش تولد من هم مي ماند براي بعد ، به كجاي دنيا بر مي خورد ؟

 

نگاه كن  چه قدر حقيرند ، مثل بچه هاي لجبار روح آدم را مي جوند كه حرف خودشان را به كرسي بنشانند . آدم دلش مي جوشد و سر مي رود . نه به عشق فكر مي كنند ، نه گذشته ها يادشان مي آيد ، و يادشان نيست كه روزي روزگاري گفته اند : دوستت دارم .

 

چرا زن ها اين قدر بدبختند كه هميشه بايد انتظار بكشند ؟

 

توي دلم گفتم پدر ، مي دانيد اولين خون چه معنايي دارد ؟هيچ معناي خون را مي فهميد ؟ همه ي دخترها يك روزي در ذهنشان از پدرشان مي پرسند و پدرها هيچ جوابي ندارند ، هيچ ، هيچ ، هيچ .

 

وقتي خدا مي خواست تو را بسازد ، چه حال خوشي داشت ، چه حوصله اي ! اين موها ، اين چشم ها .... خودت مي فهمي ؟ من همه اين ها را دوست دارم .

 

كارم از تكيه گذشته . دلم مي خواهد توي بغلت بميرم .

 

چه مي دانستم هر چه زمان بيش تر مي گذرد من عاشق تر مي شوم ؟ عاشق مردي كه تا سر حد مرگ مرا دوست داشت اما شايد نمي خواست يا نمي توانست مرا به چنگ بياورد .

 

مي داني اولين بوسه ي جهان چه طور كشف شد ؟
دست هاش تا آرنج گلي بود گفت كه در زمان هاي بسيار قديم زن و مردي پينه دوز يك روز به هنگام كار بوسه را كشف كردند . مرد دست هاش به كار بود ، تكه نخي را به دندان كند ، به زنش گفت بيا اين را از لب من بردار و بينداز . زن هم دست هاش به سوزن و وصله بود ، آمد كه نخ را از لب هاي مرد بردارد ، ديد دستش بند است ، گفت چه كار كنم . ناچار با لب برداشت ، شيرين بود ، ادامه دادند .

 

ثریا در اغما

نام کتاب : ثریا در اغما

نویسنده : اسماعیل فصیح

ناشر : نشر ذهن آویز

چا چهردهم ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۳۷۰ صفحه

قیمت : ۵۸۰۰ تومان

 

 

با گارد باز

نام کتاب : با گارد باز ( مجموعه داستان )

نویسنده : حسین سناور

ناشر : نشر چشمه

چاپ سوم ، ۱۳۸۷

تعداد صفحات : ۱۴۴ صفحه

قیمت : ۲۲۰۰ تومان

 

 

نیمه ی غایب

نام کتاب : نیمه ی غایب

نویسنده : حسین سناور

ناشر : نشر چشمه

چا انزدهم ، ۱۳۸۷

تعداد صفحات : ۳۲۴ صفحه

قیمت : ۵۲۰۰ تومان

 

چراغ ها را من خاموش می کنم

نام کتاب : چراغ ها را من خاموش می کنم

نویسنده : زویا یرزاد

ناشر : نشر مرکز

چا بیست و هفتم ، ۱۳۸۶

تعداد صفحات : ۲۹۳ صفحه

قیمت : ۳۹۰۰ تومان

 

عادت می کنیم

نام کتاب : عادت می کنیم

نویسنده : زویا یرزاد

ناشر : نشر مرکز

چا هفدهم ، ۱۳۸۷

تعداد صفحات : ۲۶۶ صفحه

قیمت : ۴۲۰۰ تومان

 

رقص در دل آتش

نام کتاب : رقص در دل آتش

نویسنده : سعید عاکف

ناشر : نشر کوثر

چاپ اول ، ۱۳۷۹

تعداد صفحات : ۴۱۲ صفحه

قیمت :۱۲۰۰ تومان

«هاشم»، برادرش «علي» و «طوبي» را در كنار هم ديد و پنهاني روي ديوار پشت‌بام خزيد تا اين كه به بالاي سر آن‌ها رسيد. طوبي به علي مي‌گفت كه شب در را باز مي‌گذارد و منتظر او مي‌ماند. هاشم حرف او و رفتار علي را باور نمي‌كرد. علي اصرار داشت به حوزه برود و طلبگي بخواند. هاشم خودش را مجاب كرد كه نيمه‌شب علي را تعقيب كند و آبرويش را ببرد تا ديگر خانواده سركوفت علي را به او نزنند. شب بود كه علي بيدار شد و به حياط رفت. هاشم به دنبال او به راه افتاد ولي علي از خانه بيرون رفت؛ وضو گرفت و در زيرزمين شروع به نماز خواندن كرد. بعد از مدتي هاشم متوجه شد كه علي از خانه خارج شده، پدرش را بيدار كرد و ماجرا را به او گفت. بعد از رفتن پدرش بود كه صداي جيغ و فريادي از خانة طوبي بلند شد، مردم ده پدر هاشم را در حياط خانه ديدند و طوبي را كه پيراهنش دريده شده بود. علي هم سر به كوه و بيابان گذاشت. پدر تعريف مي‌كرد كه طوبي براي سركشي به حياط آمده بود كه علي و پدرش را مي‌بيند و وقتي متوجه مي‌شود نقشه‌اش براي فريب علي برملا شده، به ناگهان داد و فرياد به راه مي‌اندازد و پيراهن خود را پاره مي‌كند. علي براي رهايي از شيطان به سوي كوه متواري مي‌شود. حالا بعد از چهل روز علي را ضعيف و ناتوان از كوه به خانه آورده‌اند و او از روزگار خود در كوه سخن مي‌گويد.

شازده احتجاب

نام کتاب : شازده احتجاب

نویسنده : هوشنگ گلشیری

ناشر : انتشارات نیلوفر

چاپ چهردهم ، ۱۳۸۴

تعداد صفحات : ۱۱۸ صفحه

قیمت : ۱۸۰۰ تومان

 

شازده احتجاب در روز آخر عمر در یکی از اتاق های قدیمی خانه خود نشسته است و با یادآوری خاطرات خود به صورت پراکنده ، ظلم و خشونت و بیدادگریهای اجداد خود را زنده می کند .....
داستان به صورت چندگویی است مثلا در حالی که راوی این پاراگرف شازده است راوی پاراگراف بعدی همسر او فخرالنسا است .....
واقعا فکر کردن به این همه ظلم و ستم و سنگدلی و بی تفاوتی آدم را عصبی می کنه ..... کتاب یک جورایی منو یاد پاییز پدرسالار مارکز می انداخت ..... دیکتاتور وحشی تنها در روزهای آخر عمر .......


 

جبه خانه

نام کتاب : جبه خانه

نویسنده : هوشنگ گلشیری

ناشر : انتشارات نیلوفر

چاپ سوم ، ۱۳۸۴

تعداد صفحات : ۱۶۳ صفحه

قیمت : ۱۶۰۰ تومان

 

ستاره ی سینما

نام کتاب : ستاره ی سینما

نویسنده : ناهید طباطبایی

ناشر : انتشارات خجسته

چاپ اول ، ۱۳۸۷

تعداد صفحات : ۱۳۲ صفحه

قیمت : ۲۰۰۰ تومان

پيرزني كه سال‌ها پيش ستارۀ بزرگ سينما بوده و گل سرسبد تمامي ميهماني‌هاي بزرگ، اكنون كه جاي پاي گذر زمان در ظاهرش به جا مانده؛ محبوبيت خويش را از دست داده و تنها گهگاه از روي احترام، از وي دعوت مي‌شود تا در مهماني‌ها حاضر شود. دختر وي، كه اكنون او نيز مسن محسوب مي‌شود، وظيفۀ پرستاري از او را به عهده دارد و در تنهايي‌هايشان از خاطرات خوش و ناخوش گذشته ياد مي‌كند. او از مادر مي‌خواهد كه حفظ آبرو كرده و جلوي خواب‌آلودگي خود را بگيرد تا هم‌چنان بتوانند به عنوان مهمان در برخي از جشن‌ها حضور داشته باشند. مجموعۀ پيش رو مشتمل بر دوازده داستان كوتاه تحت برخي از اين عناوين است: كلاغ؛ ستارة سينما؛ خاله شوكت؛ آپارتمان بغلي؛ خبرنگار؛ و آبشار دوقلو.

 

مجنون لیلی

نام کتاب : مجنون لیلی

نویسنده : سید ابراهیم نبوی

ناشر : عطایی

چاپ اول ، ۱۳۸۲

تعداد صفحات : ۱۱۲ صفحه

قیمت : ۱۰۰۰ تومان

تقدیم به چند داستان کوتاه

نام کتاب : تقدیم به چند داستان کوتاه

نویسنده : محمد حسن شهسواری

ناشر : نشر افق

چاپ دوم ، ۱۳۸۷

تعداد صفحات : ۱۶۰ صفحه

قیمت : ۲۰۰۰ تومان

"تقديم به چند داستان كوتاه" داستان مردي است در آسايشگاه كه به مرور خاطرات خويش با همسرش، سارا، مي‌پردازد و به ياد عشق پرشور هردو ايشان در خيال صبحت با وي وقت مي‌گذراند. سارا اهل مطالعه است و هر سخن و هر بحث او را به ياد يك داستان انداخته و نظر خويش را درباره‌ي آن بيان مي‌كند. روزها از پي هم مي‌گذرند و مرد، با سابقه‌ترين شخص در آسايشگاه، در توهم وجود سارا در كنارش غرق مي‌شود. كتاب پيش رو مشتمل بر چهار داستان آمرزش؛ زبرتر از خواب، نرم‌تر از بيداري؛ چاكريم جناب‌سروان؛ و تقديم به چند داستان كوتاه است. نويسنده براي اين كه احترام و علاقه‌اش را به چند داستان كوتاه از نويسندگان مختلف نشان دهد، از هر داستان، عناصري را انتخاب كرده و آن‌ها را در چهار داستان جديد تنيده و در رابطه‌ي بينابيني آفريده است.

هتل مارکو پولو

نام کتاب : هتل مارکو پولو ( مجموعه داستان )

نویسنده : خسرو دوامی

ناشر : انتشارات نیلوفر

چاپ دوم ، ۱۳۸۴

تعداد صفحات : ۱۶۲ صفحه

قیمت : ۱۶۰۰ تومان

 

مردی که گورش گم شد

نام کتاب : مردی که گورش گم شد ( مجموعه داستان )

نویسنده : حافظ خیاوی

ناشر : نشر چشمه

چاپ چهارم ، ۱۳۸۷

تعداد صفحات : ۹۶ صفحه

قیمت : ۱۸۰۰ تومان

 

کتاب شامل 7 داستان کوتاه می باشد که همگی با نثری فوق العاده روان و دوست داشتنی نوشته شده اند یعنی جوری که حس نمی کنید دارید کتاب می خونید حس می کنید دارید قصه گوش می دید یا اصلا دوستتون داره براتون خاطره تعریف می کنه . موضوع داستان ها هم عموما توی یک محیط روستایی یا در باب آدمهای روستایی وار و ساده است و با اعتقادات این جور افراد سر و کار داره .  

 کتاب در سال 87 برنده‌ی جایزه‌ی اول داستان کوتاه مسابقه‌ی"روزی روزگاری" شده است .

 

کنسرت تارهای ممنوعه

نام کتاب : کنسرت تارهای ممنوعه ( مجموعه داستان )

نویسنده : حسین مرتضائیان آبکنار

ناشر : آگه

چاپ اول ، ۱۳۷۸

تعداد صفحات : ۱۰۸ صفحه

قیمت : ۵۰۰ تومان

 

کتاب مجموعه 8 داستان کوتاه از آقای آبکنار است .

حفاظ سرد : در مورد مردی که از کارکنان زندان است . این خیلی قشنگ بود و از قوی ترین کارهای مجموعه

مینای من : مردی که هم نام همسر و هم نام دخترش میناست و نقاشی که به خانه آنها رفت و آمد دارد و باعث شک مرد به زن شده . احساسی ترین داستان مجموعه است . آخرش هم ، نامه امیر به مینا و این ابهام صاحب نامه فوق العاده است .

کنسرت تارهای ممنوعه : شهری که در آن تارها را می سوزانند . موضوعش خوب بود و خط سیرش عالی . خیلی دلم می خواست  لحظه سوختن تارها با احساس تر توصیف می شد .
داستان رحمان : رفتار سربازهای عراقی با اسیر ایرانی

منظر : توصیف یک اتاق

کالبد شکافی یک شخصیت داستانی : شخصیت داستانی ای به قتل رسیده و به دنبال قاتلش هستیم

مسئله : پدری که رابطه گرمی با خانواده اش ندارد .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

آدم توی قبرستون همه ش به این فکر می کنه که خوب ، آخرش چی ؟

 

مرد اولی که وارد زندگی آدم می شه حتی اگه بدی هایی هم داشته باشه آدم می خواد به خاطرش هر کاری بکنه . بس که عشق هست . بس که ... بعد هم که دیگه بهش عادت می کنی ... هر مرد دیگه ای هم که وارد زندگی آدم بشه ، اولی نمی شه ! یعنی می شه بهتر باشه ، اما دیگه آدم اون توان بار اول را نداره . دوست داشتن یکی ، دیدنش ، منتظر موندنش ... وقتی متنظرش هستی ، قلبت می خواد از جاش در بیاد . ولی حیف . خیلی قدرت می خواد که آدم بتونه مرد دوم زندگیش رو بیشتر دوست داشته باشه از اولی . یعنی نفر دوم ، باید خیلی بزرگ بوده باشه .

 

مینای من ،
آن قدر که دوستت دارم این ها را می نویسم . شاید بارها برایت گفته باشم شان ، اما می خواهم باز تکرارشان کنم .

 

می دانی خیلی کارها می توانم بکنم ، اما ... دلگیر نباش اگر من سکوت کرده ام . به خاطر تو دست هایم بسته ست مینا . اگر خودت تصمیم بگیری ، سنگینی هیچ چیز حتی خاطرات گذشته عذابت نمی دهد ...

 

شوهر آهو خانم

نام کتاب : شوهر آهو خانم

نویسنده : علی محمد افغانی

ناشر : انتشارات نگاه

چاپ دوازدهم ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۸۰۰ صفحه

قیمت : ۱۴۰۰۰ تومان


وقايع اين داستان در زمستان 1313 در شهر كرمانشاه مي‌گذرد. شخصيت اصلي داستان "سيد ميران سراجي" كاسبكاري است 50 ساله و رو به ترقي و رئيس صنف نانوايان. او با پختن نان براي قشون، خود را به قدرت حاكمه نزديك كرده. ميران مردي است مذهبي، خانواده دوست و دست و پا به خير. "آهو خانم"، زن زحمتكش و بردبار او نمونه‌اي از زن ايراني است كه حق و حقوقي ندارد. در اين ميان "هما" زن زيبا رو و مطلقه وارد داستان مي‌شود و از همان آغاز مرد را شيفته خود مي‌سازد؛ اما سيد ميران جرات ابراز اين واقعيت را، حتي به خويش ندارد و عشق خود را محبتي نوع دوستانه مي‌انگارد. هما زني بلهوس، سركش و متجدد است. زني كه مي‌خواهد از پيله‌اي كه جامعه و سنت‌ها بر دورش تنيده‌اند درآيد؛ اما به علل متعدد گمراه مي‌شود. هما در سراشيب سقوط اخلاقي به دسته مطرب‌ها مي‌پيوندد و رقاص مي‌شود و سيد به نجات او از ابتذال مي‌انديشد. عشق جوانانه پيرمرد را سودايي كرده است و عاقبت در صبحي آرام هما همراه سيد ميران وارد خانه‌اش مي‌شود. در خانه سيد ميران كشمكش‌ها به اوج مي‌رسد، سيد كه در خشم شهوتي ديوانه‌وار مي‌سوزد، آهو را به طرزي مرگبار كتك مي‌زند و از اين پس او زن زيادي خانه مي‌شود. سيد در جشن كشف حجاب، به مجلس معارفه در سالن شهرداري مي‌رود. به هما اجازه مي‌دهد با لباس‌هاي مبتذل به خيابان برود، براي اولين بار در عمرش صورت خود را با تيغ مي‌تراشد و لباس‌هاي مد روز مي‌پوشد؛ با هما شراب مي‌خورد و به سينما مي‌رود. پوسته‌هاي سنتي را يكي پس از ديگري فرو مي‌ريزد و مي‌كوشد به رنگ طبقه متوسط جديد و رو به رونق درآيد....

 

جن نامه

نام کتاب : جن نامه

نویسنده : هوشنگ گلشیری

تعداد صفحات : ۵۵۷ صفحه

قیمت : ۵۰۰۰ تومان

 

حکایت عشق و عاشقی ما

نام کتاب : حکایت عشق و عاشقی ما ( مجموعه داستان )

نویسنده : اصغر الهی

ناشر : نشر چشمه

چاپ اول ، ۱۳۸۹

تعداد صفحات : ۱۵۱ صفحه

قیمت : ۳۵۰۰ تومان

 

تماما مخصوص

نام کتاب : تماما مخصوص

نویسنده : عباس معروفی

ناشر : نشر گردون

چاپ دوم ، ۱۳۸۹

تعداد صفحات : ۳۹۶ صفحه

قیمت : ۵۰۰۰ تومان

 

مونالیزای منتشر

نام کتاب : مونالیزای منتشر

نویسنده : شاهرخ گیوا

ناشر : انتشارات ققنوس

چاپ دوم ، ۱۳۸۹

تعداد صفحات : ۲۰۸ صفحه

قیمت : ۳۸۰۰ تومان

 

 «ديويد لاج» تئوريسين ادبي و استاد به‎نام ادبيات که حالا ديگر کتاب‎هايش به يک دانشگاه رايگان تبديل شده، در مقاله‌اي با اشاره به حضور تاريخ در داستان مي‌نويسد: «داستان‎نويسان بزرگي بوده و هستند که آثارشان کمابيش مورد توجه قرار مي‌گيرند، اما از ميان آن‎ها تنها عده‌اي در ذهن مانده‌اند که بخشي از زندگي انسان را روايت کرده‌اند. اين روايت يا روانکاوانه است يا داستاني سرراست و مهيج و البته در هر دو، اين مسئله مشهود است که رمان‌درماني در دستور کار قرار داشته است. وقتي نويسنده به اين باور برسد که مي‌تواند با خلق اثري به اين مهم [يعني رمان‌درماني] دست يابد، همين حس را به مخاطب هم منتقل مي‌کند…»

نمي‌دانم کتاب «موناليزاي منتشر» حقيقتا اثري روانکاوانه است يا برخاسته از ناخودآگاه نويسنده‌اش. شاهرخ گيوا، اما هرچه هست ويتريني است بزرگ از انديشه‌اي که بدون شاخ و برگ اضافي با مخاطب در ميان گذاشته شده. و احتمالا به همين دليل است که چنين حسي را در مخاطب به‎وجود آورده که آن [اثر] مي‌خواهد داستان‌هايي خواندني روايت کند.

افسانه‌اي مثل يک نفرين ابدي در ميان خانواده‌اي پيچيده است و از دوران قاجار تا پهلوي، حتي زمان حال، عاشق و مجنون‎شان کرده است. «موناليزاي منتشر» کتابي که 9 فصل دارد و هر فصل آن را به‎طور جداگانه، به عنوان يک داستان کوتاه مي‌توان خواند و لذت برد. گيوا نويسنده جواني است که در اين کتاب به دليل پرهيز آگاهانه و شايد هم ناآگاهانه از درگير شدن همه‌جانبه با موضوع‌هاي روز، گريزي به گذشته زده است. قوم قويونلوها با قاجار وصلت مي‌کنند و در اين بين، ماجراي يک عشق موروثي به ميان مي‌آيد. عشقي که نسل به نسل مي‌چرخد و هرکدام که عاشق مي‌شوند، سرانجام‎شان جنون و مرگ است. درخشش قابل‎تحسين شاهرخ گيوا در کاربرد زبان چند‌حسي و چند‌ظرفيتي و رفتاري است. اين‎طور به‎نظر مي‌آيد که او برخلاف نويسنده‎هاي هم‌نسلش حساسيت خاصي روي زبان داستاني دارد. شايد از اين روست که برخي منتقدان موناليزاي منتشر را متأثر از نويسنده‎هاي شاخص ايراني مي‌دانند. به گونه‌اي که تأثير بسيار زياد او از صادق هدايت به جهت نگاه دوگانه‌اي است که از چهره زن شرقي دارد و جاهايي هم متأثر از هوشنگ گلشيري است. در بخش‌هايي از اين رمان، مخاطب به ياد «شازده احتجاب» مي‌افتد. موناليزاي منتشر کتاب دوم شاهرخ گيوا به‎حساب مي‌آيد بعد از «مسيح، سين، نخبان قهوه و سيگار نيم‌سوخته.»

اما گيوا چطور به نوشتن رمان روي آورده است، آن هم در حالي‎که بسياري نوشتن داستان کوتاه را بر خود روا مي‌دانند. خودش در جايي گفته: «مي‎دانيد فکر مي‌کنم اين انتخاب من نيست. انتخاب ناخودآگاه من است. من نمي‌توانم قصه کوتاه بنويسم. اين واقعيت مسئله است. شايد من بيشتر از سه يا چهار داستان کوتاه (اگر تعريف واقعي داستان کوتاه نوشتن را مدنظر داشته باشيم) ننوشته‌ام. هر وقت خواستم اين کار را بکنم، حداقل چند صفحه کشيده شده که آن هم مرا اقناع نکرده است. خودم فکر مي‌کنم روحياتم به قصه کوتاه نزديک نيست. شايد هم توانايي‌اش را ندارم که داستان کوتاه بنويسم. يادم هست اولين‎باري هم که قرار شد داستان کوتاه بنويسم، وقتي شروع کردم به نوشتن، حدودچندصفحه شد و قرار بود با يک ناشر اين کتاب را کار کنم که با مشکلاتي رو‎به‎رو شد و کتاب خوشبختانه منتشر نشد. البته از بابت چاپ نشدنش خيلي خوشحال هستم، چون واقعا کار خوبي نبود. واقعا نمي‌دانم چرا مورد پسند ناشر قرار گرفته بود! به هر صورت اين‎طور بگويم که شايد توانايي قصه کوتاه نوشتن را ندارم يا شايد برعکس بشود گفت که توانايي قصه بلند نوشتن را دارم.»

زباني که گيوا در اين اثر به‎کار برده، برگ برنده او محسوب مي‌شود. زباني چند وجهي که توانسته قابليت‌هاي اين رمان را نشان دهد. حتي تک‌گويي‌ها که گاه با جملاتي [در کتاب‌هايي ديگر] متمايز از بافت داستان نوشته مي‌شوند، اين‎جا باز هم با همان ابزار صيقل داده شده‌اند.


از سوي ديگر استفاده از راويان متعدد در اين رمان نشان از تسلط نويسنده به عرصه‌اي دارد که در آن قصه‌اش را روايت کرده است. مثلا در بخش غبار ثانيه‎ها نويسنده با ابزار «ما راوي» يا راوي جمع داستان را روايت مي‌کند و اين در حالي است که بخش اول رمان تک‌گويي حساب شده‌اي است به شيوه اول شخص. گيوا درباره زبان به کار رفته در اين داستان، چنين مي‌گويد: «من هميشه معتقدم که زبان مهمترين عامل براي ساختن فضاست. نوع کلمات و گفتار آدم‎ها چيزي است که مي‌تواند به ساخته شدن فضا بسيار کمک کند. اين است که من اگر بر مي‌گردم به زبان آدم‌هاي ??? سال پيش بايد خودم را نزديک کنم به زبان و گفتار آدم‌هاي آن مقطع زماني؛ نه اين‎که دقيقا هر آن‎چه را آن زمان بوده است اجرا کنم، اما بايد کشف کنم که چه زباني و چه کلماتي من يا خواننده‎ام را مي‌تواند به آن زمان ببرد و از آن زمان استفاده کنم تا مخاطب من با تمام دانستگي‌اش باور کند که در مقطع زماني خاصي ايستاده است. اين است که تمام سعي خودم را کرده‌ام که اين‎ها خوب از کار در بيايد. حال چه اتفاق خوب يا بدي در اين کار افتاده است واقعا بايد از زبان مخاطبان کار شنيد؛ من نمي‌دانم در اين کار چقدر موفق يا ناموفق بوده‌ام.»

در يکي از فصل‌هاي کتاب که جزو فصل‎هاي اولي است که گيوا نوشته، عشقي که شخصيت داستان به تخت جمشيد دارد ديگر آن معناي عشق فيزيکي را ندارد. در واقع يک‎جور عشق به تاريخ و گذشته است. البته احتمالا خيلي از بخش‌ها امکان چاپ پيدا نکرده. بعد همين عشق است که احتمالا گسترش پيدا کرده و جور ديگري مطرح شده. چون به‎نظر مي‌رسد همين عشق قابليت آن را دارد که حرف‎هاي ديگري بزند و همان سوژه مجنون‎وار اين پتانسيل را داشته که چيزهايي ديگري مطرح کند.

خواننده اگر کمي دقيق شود، مي‌تواند به اين نکته برسد که اين عشق فقط يک عشق فيزيکي نيست، اما فصل‎هاي آخر به‎دليل اين‎که به زمان حال نزديک مي‌شده نويسنده را کمي دچار خودسانسوري کرده!

در هر صورت، موناليزاي منتشر در شرايط کنوني و روزگار بد ادبيات داستاني، اتفاقي ميمون و مبارک است و اميدوارم نويسنده در همين راه که قدم گذاشته، مصمم به راهش ادامه دهد. البته گيوا چندبار از پخش بد کتابش گله کرده، اما بايد به اين نويسنده جوان گفت که کار خوب، ديده مي‌شود همان‎طور که کار خودش ديده شده و ما هم اميدواريم کارهاي بعدي‌اش بهتر توزيع شوند.


قويونلوها خانواده‌اي اشراف‌زاده و منتسب به دربار و حكومت قاجار هستند. افسانه‌اي در ميان اعضاي اين خانواده وجود دارد كه بر اساس آن، اگر هريك از آنها عاشق بشوند، سرانجامشان به جنون و مرگ منتهي خواهد شد. داستان حاضر، روايت اين دل‌دادگي‌هاي جنون‌آميز و بازگوكنندة عشق مورثي در ميان خانداني اصيل است؛ ماجراهايي كه از اوايل دورة قاجار آغاز مي‌شود و با گذر از آن به دوران پهلوي و سرانجام به سال‌هاي اخير مي‌رسد.

 

نگران نباش

نام کتاب : نگران نباش

نویسنده : مهسا محب علی

ناشر : نشر چشمه

چاپ هفتم ، ۱۳۸۹

تعداد صفحات : ۱۴۷ صفحه

قیمت : ۳۰۰۰ تومان

در هياهوي پس زلزلۀ پيش‌ آمده و آمادگي همه براي فرار از تهران، عده‌اي جوان بدون توجه به اوضاع پيش آمده، دچار هيجان شده و موضوع را وسيله‌اي براي تفريح خويش قرار داده‌اند. در اين ميان «شادي»، كه به سختي معتاد است، بي‌توجه به خواهش‌هاي مادر خويش براي همراه شدن با خانواده در سفر، در پي دوستان خود است تا مقداري مواد مخدر به دست آورد. او به پس‌لرزه‌هاي پياپي توجهي نشان نداده و هم‌چون گذشته رفتار مي‌كند. از نگاه بي‌رنگ او هيچ‌چيز حتي جان انسان، ارزشي ندارد. او در لحظه‌هاي آغازين شب، در حالي كه بيش‌تر افراد خانواده‌اش گريخته‌اند، برادر بي‌خيال و هيجان‌طلب خويش را مي‌يابد كه با آرامش بر مبلي در مغازه‌اي نشسته و بر همۀ آنان كه در تلاش‌اند تا خود را نجات دهند، مي‌خندد.

*******

رمان «نگران نباش» نوشته مهسا محبعلي در طول يک‎سال به چاپ پنجم رسيد و در طول همين مدت نيز توانست نگاه منتقدان را به خود جلب کند. داوران دهمين دوره جايزه منتقدان و مطبوعات آن را به‎عنوان بهترين رمان سال ???? برگزيدند و همين نکته شايد بهانه‎اي باشد براي خيلي‎ها تا دوباره‎خواني اين اثر را ضروري بدانند.

«نگران نباش» داستان زندگي دختري است که اعتياد وادارش مي‎کند در يکي از بحراني‎ترين روزهاي پايتخت، بي‎خيال همه‎چيز، خيابان‎ها را در جست‎وجوي تهيه مواد زير قدم‎هايش بگذارد. شادي در خانواده‎اي مرفه زندگي مي‎کند، اما تنها حلقه ارتباطي‎اش با آدم‎هاي جهان پيرامون، مواد مخدر است. روزي که زلزله مي‎آيد و خيلي‎ها فرار را بر قرار ترجيح مي‎دهند و خانواده‎اش آماده مي‎شوند تا به ويلاي شمال پناه ببرند، از سفر طفره مي‎رود و به هر شکل ممکن، مي‎خواهد خودش را به ساقي برساند. همين سطرها براي مخاطباني که هنوز کتاب را نخوانده‎اند و اين يادداشت را از خاطر مي‎گذرانند بايد کافي باشد تا بعد‎ها که اين اثر را در دست‎هاي‎شان گرفتند لذت تعقيب داستان را بيشتر مزه مزه کنند.

سوژه‎اي که نويسنده آن را دستمايه رمانش قرار داده، درست شبيه پياده‎روي بر لبه‎هاي پرتگاه است. پرتگاهي که هر لحظه ممکن است بلغزد و او را از بلند‎ترين نقطه به اعماق دره بيندازد، اما شخصيت‎پردازي موفق و موقعيت‎هاي مکاني و زماني ملموس، مخاطب را مجاب مي‎کند تا فصل به فصل کتاب را ورق بزند و ناگهان خودش را در صفحه‎هاي پاياني ببيند.

مهمترين نکته‎اي که درباره رمان «نگران نباش» به چشم مي‎آيد، پرداختن به مضمون اعتياد است که اتفاقا در ادبيات داستاني ما تکراري است. تاکنون نويسندگان زيادي درباره اعتياد و آدم‎هاي درگير با آن نوشته‎اند، اما تفاوت رمان محبعلي با بقيه آثاري که در اين حوزه نوشته شده در نوع نگاه نويسنده و برخوردش با جهان يک دختر معتاد است.

موقعيت‎هايي که او به تصوير مي‎کشد، گواه اين ادعاست که مدت زمان زيادي وقت گذاشته و به کنکاش جهان اعتياد پرداخته است. تم قصه به شکل عجيبي واقعي است و اين نکته را مخاطباني تأييد مي‎کنند که سال‎ها درگير اين بيماري بوده‎اند و حالا به‎عنوان يک مخاطب عادي کتاب را خوانده‎اند.

او تنها راوي زندگي است. نه امر و نهي مي‎کند و نه آن‎قدر سياه‎نمايي که مخاطب را به تهوع در بياورد. شايد دليل عدم استقبال و ناموفق بودن آثار نويسندگاني که پيشترها به اين سوژه پرداخته‎اند، همين نکته‎هاي ظريفي است که محبعلي با هوشياري از دام‎شان گذشته. او به اين نتيجه رسيده است که عرصه داستان‎نويسي مجال مناسبي براي درس اخلاق و انتقاد نيست. همين که داستان آيينه زلال جهان پيرامون باشد، کافي است و نويسنده به تعهدش عمل کرده است.

شايد خيلي‎ها با خواندن اين کتاب انگشت‎هاي اتهام را به‎سمت راوي نشانه گرفته‎اند و هزار تهمت ناروا را به يک نويسنده روشنفکر و مهمتر زن ايراني نسبت داده‎اند و دنياي شادي را با دنياي بيروني نويسنده مقايسه کرده‎اند، اما همين تأثير‎گذاري نشان از موفقيت داستان است که تا اين اندازه باورپذير شده است. يعني جسارتي که مهسا محبعلي از خود بروز داده تا اثري شکل بگيرد که پاره‎اي از واقعيت‎هاي موجود جامعه ايراني است. جسارتي که جوهره نوشتن است و نويسندگان زيادي بي‎اعتنا از کنارش مي‎گذرند.

آ‎ن‎جا که شادي در زير زمين خانه اشکان با جسد نيمه‎جان او در حمام روبه‎رو مي‎شود که با ترياک خودکشي کرده و شير مي‎خوراندش تا بالا بياورد و ذره‎هاي ترياک را در شير مي‎بيند و با حسرت ياد‎آوري مي‎کند که يک بيست و پنج گرمي را بالا انداخته، يکي از تلخ‎ترين تصويرهاي ممکن ساخته مي‎شود. تصويري گزنده که در سپيدي‎ها محو شده است و خواننده در ذهنش به حال و روز غم‎انگيز دختري فکر مي‎کند که هر لحظه ممکن است دست دراز کند و سياهي‎هاي ترياک را از بالا‎آورده‎هاي اشکان، بيرون بياورد. نويسنده حدس اين سطرها را بر عهده مخاطب مي‎گذارد تا تخيلش را به بازي بگيرد و زيستن به شکلي ديگر را تجربه کند.

ساختار شهري رمان«نگران نباش» براي من ياد‎آور فيلم «زير پوست شهر» است. شهري که پشت زرق و برق‎هاي چشم‎نوازش، آشفتگي و توفان و موج پنهان است. توفاني که ممکن است روزي از راه برسد و يقه همه آدم‎هايش را بگيرد. در پشت آرامش ظاهري اين شهر عجيب و غريب و عبوس که زيبايي‎ها هم به نوعي هول‎آور جلوه مي‎کنند، اين‎جا که ماشين‎ها از هم سبقت مي‎گيرند تا از شر خيابان‎هاي شلوغ خلاصي يابند و به دامنه‎هاي آرامش برسند، آدم‎هايي نفس مي‎کشند که سرنوشت آن‎ها درست شبيه آدم‎هاي فيلم «زير پوست شهر» و رمان «نگران نباش» لبريز دلواپسي است. فرقي هم نمي‎کند مثل فيلم رخشان بني‎اعتماد از طبقه پايين‎دست جامعه باشند و يا شبيه شادي از طبقه‎اي که اصطلاحا مرفه به‎شمار مي‎آيند. مهم اين‎جاست که هر کدام‎شان به‎نوعي با کج‎تابي‎هاي جامعه دست و پنجه نرم مي‎کنند. کنار هم قرار گرفتن اين دو اثر يعني اين‎که دنيا در نهايت به يک نقطه ختم مي‎شود و تقابلي بين آدم‎ها وجود ندارد. بالا دست و پايين دست هر دو به يک اندازه از فراز و فرود‎ها رنج مي‎برند و سهم‎شان از شادي مساوي است. انگار براي هر دو طيف، آرامش گمشده‎اي است که تصوير کم‎رنگي از آن را به ياد نمي‎آورند.

مهسا محبعلي راوي زندگي آدم‎هايي است که ناهنجاري را هنجار مي‎دانند. قصه نسلي که هويتش را گم کرده و در جست‎وجوي هيچ، چرخ مي‎زند. اصطاحات عاميانه‎اي که نويسنده استفاده مي‎کند تا خواننده فضاي داستان را بيشتر لمس کند، در بيشتر مواقع جواب مي‎دهد؛ هرچند گاهي همين اصطلاحات روي اعصاب مي‎رود، به‎ويژه شعرهايي که انتخاب کرده و در لابه‎لاي ديالوگ‎ها جا داده است.

مي‎گويند مشت نمونه خروار است و همين عده از جوان‎هايي که سرنوشت‎شان به هم گره خورده نماينده نسلي هستند که اين‎گونه دنيا را در حلقه‎هاي دود خلاصه مي‎کنند. ساده انگاري است اگر خودمان را گول بزنيم و واقعيت‎ها را ناديده بگيريم. ساده‎انگاري است اگر فکر کنيم «نگران نباش» تخيل نويسنده‎اي است که در خانه پشت ميزش نشسته و مرغ خيال را پرواز داده و صفحات را سياه کرده است. او از ناخودآگاهي استفاده کرده است، اما مگر غير از اين است که ناخودآگاهي‎ها ريشه در آگاهي دوانده‎اند.

رمان «نگران نباش» از لحاظ تکنيکي آن‎قدر‎ها رمان قابل‎دفاعي نيست و نويسنده مي‎توانست روي شخصيت‎هايش بيشتر کار کند و اثر حجيم‎تري را تحويل مخاطب دهد. مي‎توانست فضاي بيشتري در اختيار خواننده بگذارد تا نفس تازه کند و با تمرکز بيشتري کار را دنبال کند. آشنايي‎اش با موتورسوار دم اسبي و ساکنان خانه دوستش سارا به پرداخت بيشتري نياز داشت. خيلي کار‎هاي ديگر هم مي‎توانست انجام بدهد، اما از نگاه من به‎عنوان يک مخاطب جدي ادبيات داستاني، اين‎که نويسنده راه بيفتد و در کوچه پس کوچه‎ها و خيابان‎ها قدم بزند و گاهي از پنجره‎ها به داخل خانه‎ها سرک بکشد و واقعيت‎هاي دور و برش را بنويسد، از هرچيز ديگري مهمتر است. شايد داوران جايزه منتقدان مطبوعات و مردمي که از اين اثر استقبال کرده‎اند هم همين نظر را داشته‎اند. کاري که مهسا محبعلي به‎عنوان نويسنده نسل جديد کرده است.


پیکر فرهاد

نام کتاب : پیکر فرهاد

نویسنده : عباس معروفی

ناشر : انتشارات ققنوس

چاپ هفتم ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۱۳۹ صفحه

قیمت : ۲۲۰۰ تومان

 

رمان "پیکر فرهاد " از این نظر که ادای دینی است به صادق هدایت - نویسنده شهیر ایرانی – قابل احترام وتعمق است اما به لحاظ نوع نگاه و زاویه ای که به عنصر زن ونوع مشابهتی که بین نظامی و نویسنده صادق هدایت دارد جای بحث و بررسی است .چه اینکه این دو از سرآمدان و مطرحان عرصه ادبیات ایران قدیم ومعاصر هستند.

 

ادامه نوشته

آذر ماه آخر پاییز

نام کتاب : آذر ماه آخر پاییز ( مجموعه داستان )

نویسنده : ابراهیم گلستان

ناشر : بازتاب نگار

چاپ چهارم ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۱۴۶ صفحه

قیمت : ۲۶۰۰ تومان

 

 

 

داستان‌هاي اين مجموعه، عبارت است از: به دزدي رفته‌ها، آذرماه آخر پاييز، شب عصيان، در خم راه، يادگار سپرده، شب‌دراز، و ميان ديروز و فردا. براي مثال‌ در داستان "تب عصيان"، نويسنده فضاي زندان و موقعيت زندانيان سياسي را به تصوير مي‌كشد. "احمد كاوه" يكي از زندانياني است كه به شدت شكنجه مي‌شود و با مشاهده‌ي شكنجه‌ي او، يكي از زندانيان به فكر اعتصاب مي‌افتد. اما با بي‌تفاوتي هم سلولي‌هاي او نسبت به اين امر، اعتصاب ثمره‌اي نمي‌بخشد.

 

کتاب مجموعه هفت داستان کوتاه از آقای گلستان هست . داستان هایی که هر چند ادامه هم نیستند ولی با یکدیگر مرتبط اند و شخصیت های مشترکی در برخی از آنها تکرار می شود . پس زمینه داستان ها ترس و دلهره ، تردید و زندان است .

به دزدی رفته ها : کلفت خانه مشاهده کرده که از دو نفر عمله ای که برای تعمیر ساختمان آمده اند تنها یکی از آنها از منزل خارج شده و اکنون مضطرب است و گمان می برد اتفاق شوم و دستبردی رخ خواهد داد . هر اتفاق کوچکی در ذهن کلفت شاخ و برگ می گیرد و تردید از ذهن او به ذهن ارباب هایش نیز وارد می شود

آذر ، ماه آخر پاییز : مردی قرار است وسایل دوستش را که متهمی سیاسی است از خانواده اش بگیرد و به برساند . سراسر فضای داستان با توصیفات دلهره آوری همراه شده است ، شب ، باران ، اضطراب مرد و ...

تب عصیان : مردی که به دلایل سیاسی در زندان است روزی شاهد شکنجه بی دلیل یکی از هم بندان می باشد و تصمیم می گرد با تشویق سایرین به اعتصاب در برابر این موضوع ایستادگی کند . او می گوید اگر به دنبال آسایش بودیم و از شکنجه می ترسیدیم از ابتدا چرا در برابر ظلم ایستادیم ! آخر داستان و فضاسازیش خیلی قشنگ و قوی بود . واقعا خوب تصویر شده بود
در خم راه : کهزاد در برابر خان ایستادگی کرده و اکنون گریخته است و پدرش نیز به دنبال اوست تا وی را راضی نماید که برای معذرت خواهی نزد خان برگردد . خیلی تکان دهنده بود ، واقعا آدم را اذیت می کرد پسری که از ظلم و زبونی گریخته بود و اکنون شاهد سرنوشت خود و پدرش بود و قدمی بر نمی داشت .
یادگار سپرده : زنی که شوهرش محکوم سیاسی بوده به خاطر تنگ دستی شمعدان های عروسی اش را به گرو گذاشته و اکنون می خواهد آن ها را پس بگیرد تا بفروشد .

شب دراز : این داستان نیز در زندان جریان دارد و به سوء استفاده نگهبانان از خانواده زندانیان می پردازد .

میان دیروز و فردا : رمضان و ناصر که هر دو زندانی سیاسی هستند در یک سلول در کنار هم به سر می برند و در انتظار فردا هستند . ناصر مهندس و رمضان کارگر است . در این شب آنها به اعتقاداتشان و نحوه پیوستنشان به جنبش و به یکی شدنشان می اندیشند .   

 

آقای گلستان از اولین کسانی هستند که برای زبان داستان و استفاده از نثر آهنگین در داستان های نو اهمیت قائل شدند و خیلی ها معتقدند که تحت تاثیر همینگوی بوده . نویسنده بزرگی بودند و گام های بزرگی برای داستان نویسی ایران برداشتند در عین حال زبان انتقادیشون بسیار تند و تیز و افشا کننده بود . به خصوص در یکی از مصاحبه هاشون بسیار شدید از شاملو و آل احمد انتقاد کردند و گفتند این دو شخص بسیاری از اوقات خودشون ترجمه نمی کنند بلکه ترجمه های دیگران را بازنویسی می کنند  و حتی گفته بود ترجمه های آل احمد را در واقع سیمین دانشور که زبانش خوبه براش انجام می ده . سال 84 هم آقای بهمن فرمان آرا فیلم یک بوس کوچولو را به سینما بردند که خیلی ها عقیده داشتند شخصیت  محمدرضا سعدی فیلم برگفته از شخصیت و زندگی آقای گلستان و در واقع انتقادی نسبت به رفتار و کردار ایشون هست !

اینم بد نیست اشاره کنیم که آقای گلستان در اواخر دهه 30 ، برای خودشون یک استودیوی سینمایی به نام گلستان تاسیس می کنند و تعدادی فیلم مستند برای یکی از سازمانهای شرکت نفت می‌سازد که از آن میان می‌توان به «آتش» و «موج ومرجان و خارا» اشاره کرد. به دلیل این همکاری‌ها، عده‌ای از روشنفکران آن دوره به وی لقب «گلستان نفتی» داده بودند .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

چه قدر آدم مرده اند ! چند صد هزار سال است که آدم ها می میرند . همه اش مرگ و مرگ و ... تمام هم نمی شوند .

 

در دنیا سهمگین تر از این چیزی نیست که آدم اعتراف کند مقصر است و خود را محکوم سازد . نه ، هر چه که پیش می آید بیاید اما مبادا که خود را محکوم بیابی . آدم که پیش خود سرافکنده باشد دیگر تمام شده است .

 

خاموش ننشستن تصمیمی دشوار نبود – کاری دشوار بود .

 

چیزهایی هست که هر چه هم که نخواهی شان ببینی باز می آیند ، باز سنگین و بی رحم می آیند و خود را روی تو می افکنند و گرد تو را می گیرند و توی چشم و جانت می روند و همه ی وجودت را پر می کنند و آن را می ربایند که دیگر تو نمی مانی ، که دیگر تو نمانده ای که آن ها را بخواهی یا نخواهی . آن ها تو را از خودت بیرون رانده اند و جایت را گرفته اند و خود تو شده اند . دیگر تو نیستی که درد را حس کنی . تو خود درد شده ای .

 

خوش باش که از نسلی هستی که حوادث بسیار می بیند و کارهای بسیار می کند و مثل سنگریزه های میان راه نیست که عادی باشد بلکه تکه سنگ بزرگی است که نشانه ی خم راه است و تو غنیمت بزرگی برده ای که از این نسل هستی اگر چه نسل آسوده ای نیست و کارش دشوار است .

 

از روزگار رفته حکایت

نام کتاب : از روزگار رفته حکایت

نویسنده : ابراهیم گلستان

ناشر : بازتاب نگار

چاپ اول ، ۱۳۸۳

تعداد صفحات : ۷۹ صفحه

قیمت : ۱۰۰۰ تومان

 

داستان در زمان های قدیم تر اتفاق می افتد ، زمانی که ایران تازه با پدید ه هایی مانند لامپ برق و احداث کارخانه روبه رو شده است . داستان در مورد یک خانواده نسبتا مرفه و آبرومند شهر است و از زبان پرویز تنها پسر آنها بیان می شود . در حقیقت پرویز راوی ، مرد بزرگی است که خاطرات دوران کودکی خود را مرور می کند . پرویز در کشاکش حس استقلال طلبی و بزرگ شدن است و "بابا " مردی که وظیفه دار مراقبت از اوست پیر و پیرتر می شود . شاهد برخورد خانواده با شرایط آن دوران و با پیر شدن و از کارافتاده شدن مستخدم وفادار و قدیمی شان هستیم .

زبان قدیمی کتاب زیبا و روان هست و در واقع معماری خوبی داره داستان هرچند اون حس کودکی را خوب القا نمی کنه . خاطرات کودکی را به نحوی به یاد می آره که هیچ شیرینی خاصی از کودکی را یادآور نیست . داستان خوبی هست ولی چندان کامل نیست موضوعش منسجم نیست که البته باید در نظر داشت این داستان به همراه دو داستان دیگه با هم یک مجموعه سه تایی از داستان کوتاه (مد و مه ) بودند و در کنار اون دو داستان شاید معناهای زیباتری را القا می کرده و دلیل چاپ تنهای این داستان نیز تنها محدویت های نشر بوده . در کل می شه گفت کتاب بدی نیست . آقای گلستان اول کتاب یادآور شدند هرگونه مشابهت در این قصه با وقایع دنیای خارج اتفاقی هست ولی خیلی از افراد اعتقاد دارد این کتاب به نوعی بیگرافی خود ایشون محسوب می شه .

آقای گلستان علاوه بر داستان نویسی به روزنامه نگاری ، عکاسی و کارگردانی هم می پرداختند و در واقع اولین خبرنگار ، عکاس و فیلم بردار رویتر در ایران بودند . همچنین ایشون اولین کارگردان ایرانی هستند که برنده یک جایزه بین المللی شدند . آقای گلستان در سال 1340 برای فیلم یک آتش ، مدال برنز جشنواره ونیز را از آن خود نمودند . فیلم‌های مستند او از لحاظ سینمایی جزو اولین و بهترین فیلم‌های ایرانی مستند یه شمار می‌آیند.

 

قسمت های زیبایی از کتاب

زجردارترین انتقام ها ، عفو است .

 

با این ها ماندن فرق دارد با مثلشان بودن ، با این ها ماندن شرطش بالای دستشان نشستن است ، با این ها نباید ماند ، این ها را باید راند .

 

بچه های قالی باف خانه

نام کتاب : بچه های قالی باف خانه

نویسنده : هوشنگ مرادی کرمانی

ناشر : انتشارات معین

چاپ نهم ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۱۲۸ صفحه

قیمت : ۱۴۰۰ تومان

 

کتاب از دو داستان تشکیل شده که هر دو نیز در مورد بچه های روستانشین فقیر کرمانی است که مجبور می شوند از سنین کودکی به قالی بافی بروند . شرح رنج ها و سختی ها این بچه ها ، گذران زندگیشون ، فقرشون و .... یکی از زیبایی های کتاب لحن بیان عامیانه بسیار زیبا و روان اقای کرمانی هست .

کتاب قشنگیه و آدم با خوندنش واقعا ناراحت می شه . وضعیتی که این بچه ها و خانواده هاشون داشتن واقعا دلخراشه تا عمق وجود آدم تیر می کشه . این که برای غذا یونجه می خورن ، غذای تجملیشون نان گندمه ، از 5 سالگی می رن پای دار قالی ، قبل از به دنیا اومدن بچه ها را واسه کار پیش فروش می کنن و .... این قضیه تریاک کشیدنشونم باحال بود . اصلا جز زندگی عادیشون بود حتی به گداهاشونم به عنوان خیرات تریاک می دادن .

این کتاب ، برنده جايزه شوراي كتاب كودك ـibby دردفتر بين المللي كتاب براي نسل جوان شده . مرسی از دوست گلم که دوستدار کارهای آقای کرمانی هست و هر وقت کتابهاشو می خره در اختیار منم می ذاره

 

قسمت های زیبایی از کتاب

خلیفه فحش می داد ، نمکو گریه می کرد و گل ها روی قالی می شکفتند .

 

در تاریکی و ترس نمی شد واقعیت را دید و شناخت .

 

پشکل های نرم و گرد و ترد زیر پاهای صفرو و نمکو می شکستند و وا می رفتند . کف پاها را گرم می کردند . جراحت و زخم زهر تیزی سنگ ها را می گرفتند . انگار مرهم .

 

رضو خم شد . پهن تازه ای برداشت ، بازش کرد . پهن ترد بود ، از هم پاشید و دانه های تر ، باد کرده ، سفید و سالم جو نمایان شد . رضو یکی از جوهای سفید و دانه های تر و ترد و باد کرده را برداشت و تو دهانش گذاشت ، جوید ، قورت داد . دومی را هم خورد . جوهاش ترش مزه بود و بو داشت اما می شد خورد .

 

 -چطور می ری تو کارخونه ؟
من نمی رم تو کارخونه
-چرا نمی ری تو کارخونه؟
پسر اوستان تو دالونه ، هی کفتامه (لپهایم) می مالونه
-چرا نمی ری تو کارخونه؟
امروز که عید قربونه . فردا که نیمه شعبونه . چطور برم تو کارخونه؟
اون پشت کار یارویه . اون پشت کار دختویه . کیه که نره تو کارخونه؟
من نمی رم اون پشت کار . فاطی می ره اون پشت کار
-چرا نمی ری تو کارخونه؟
من نمی رم تو کارخونه
-چرا نمی ری تو کارخونه
می گم : اوستا پولمو بده ! کونشو برام می جنبونه . های ... های!

 

آذری غریب

نام کتاب : آذری غریب

نویسنده : صادق زیبا کلام

ناشر : نشر بیدگل

چاپ اول ، ۱۳۸۷

تعداد صفحات : ۴۷ صفحه

قیمت : ۱۲۰۰ تومان

 

شمایل تاریک کاخ ها

نام کتاب : شمایل تاریک کاخ ها

نویسنده : حسین سناپور

ناشر : نشر چشمه

چاپ اول ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۲۲۰ صفحه

قیمت : ۴۲۰۰ تومان

 

دختری که خودش را خورد

نام کتاب : دختری که خودش را خورد

نویسنده : سعید محسنی

ناشر : نشر چشمه

چاپ اول ، ۱۳۸۹

تعداد صفحات : ۱۵۹ صفحه

قیمت : ۳۴۰۰ تومان

تنهایی ، اگر چه این مدت آرزوی این را داشتم که مدتی تنها باشم ، اما این تنهایی فقط وقتی برایم شیرین بود که با طاووس قهر بودم . توی انباری ساعت ها در تنهایی می نشستم و سیگار می کشیدم ، اما صدای شیر آب می آمد . صدای ظرف شستن طاووس یا ماشین لباسشویی که هور می کشید یا نعره ی جارو برقی ... آن شب که طاووس خانه نبود ، فهمیدم از تنهایی می ترسم.

 

هتل مارکوپولو

نام کتاب : هتل مارکوپولو ( مجموعه داستان )

نویسنده : خسرو دوامی

ناشر : انتشارات نیلوفر

چاپ دوم ، ۱۳۸۴

تعداد صفحات : ۱۶۲ صفحه

قیمت : ۱۶۰۰ تومان

 

 

مشت بر پوست

نام کتاب : مشت بر پوست

نویسنده : هوشنگ مرادی کرمانی

ناشر : نشر معین

چاپ پنجم ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۱۰۲ صفحه

قیمت : ۱۷۰۰ تومان

 

جعفر پسر نوجواني است كه همه او را به نام موشو مي شناسند . پدر او تنبك زن دوره گرد است و مادرش در قبرستان روي قبرها آب مي ريزد . موشو همراه پدرش تبنك مي زند و در خيابان ها مي گردد . او سعي دارد زندگي اش را عوض كند اما جامعه از خود واكنش نشان مي دهد و حاضر نيستند به يك تنبكي كار بدهند ...

داستان نوجوانان از آقاي كرماني كه كتاب شايسته معرفي ويژه شوراي كتاب كودك بوده و يكس ال هم به عنوان كتاب سال مركز كرمان شناسي شناخته شده . بامزه است و دوست داشتني . روايتي از زندگي مردم محروم و تحقيري كه ساير مردم نسبت به آنها ابراز مي كنند .

از روي اين كتاب فيلمي هم به كارگرداني آقايان محسن محسني نسب و محمد رضا عالي پيام ساخته شده .

 

مردگان باغ سبز

نام کتاب : مردگان باغ سبز

نویسنده : محمد رضا بایرامی

ناشر : انتشارات سوره مهر

چاپ اول ، ۱۳۸۹

تعداد صفحات : ۳۹۸ صفحه

قیمت : ۴۹۰۰ تومان

 

دا

نام کتاب : دا

خاطرات سیده زهرا حسینی

به اهتمام سیده اعظم حسینی

ناشر : انتشارات سوره مهر

چاپ سی و چهارم ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۸۱۲ صفحه

قیمت : ۱۱۰۰۰ تومان

 

خانوم

نام کتاب : خانوم

نویسنده : مسعود بهنود

ناشر : نشر علم

چاپ یازدهم ، ۱۳۸۷

تعداد صفحات : ۶۳۹ صفحه

قیمت : ۹۵۰۰ تومان

 

نیمه ی تاریک ماه

نام کتاب : نیمه ی تاریک ماه ( داستان های کوتاه )

نویسنده : هوشنگ گلشیری

ناشر : انتشارات نیلوفر

چاپ دوم ، ۱۳۸۲

تعداد صفحات : ۵۶۵ صفحه

قیمت :

 

کتاب مجموعه ای از داستان های کوتاه آقای گلشیری است که به همت خانمشون فرزانه طاهری چاپ شده . به نظر من مجموعه زیبا و بسیار قوی ای بود . به خصوص بچه هایی که خودشون اهل نوشتن هستند بهتره حتما به این کتاب هم نگاهی بیندازند . داستانهاش خیلی تاثیر گذار و زیباست بدون اینکه شخصیت های خیلی خاص یا زمینه احساسی شدید داشته باشند . فقط موضوعاتی خوب با قلمی بسیار توانا و با رعایت همه جوانب فنی نوشته شده اند . شیوه بیانش که حرف نداره اون حالت گسسته گسسته حرف زدنش و وصل شدن قسمت ها به هم . حالت مبهم و تردید آمیز پایان قصه ها .
چنار : مردی که از چنار خیابان چهارباغ بالا می رود و کسی نمی داند علت این کار او چیست .
دهلیز : مردی که سه بچه اش در حوض خفه شده اند .
ملخ : همسفرانی در بیابان به همراه راهنمایان ترک
پرنده فقط یک پرنده بود : شهری که تمام گیاهان و پرندگانش را کشته اند . یک اثر شدیدا سمبلیک
شب شک : سه دوست آقای صلواتی شبی به خانه او می روند تا بساط عیش خود را آماده کنند و هرگز نمی فهمند آن شب چه بر سر آقای صلواتی می آید .
مثل همیشه : نویسنده ای که داستان کودکی اش را می نویسد که جسدی در نخلستان بوده
دخمه ای برای سمور آبی : مردی که عاشق کتاب است و بعد ازدواج کرده با چندین بچه و خواسته های همسرش . يك مقاديري گنگ بود .
عیادت : مرد به عیادت مرد بیماری رفته که همسرش با او سر و سری دارد .
پشت ساقه های نازک تجیر : مردی که عاشق عکس زن روی مجله است .
یک داستان خوب اجتماعی : نویسنده در حال نوشتن داستان از يك سو و زندگی در واقعیت زندگی خود از سوي ديگر است
مردی با کراوات سرخ : ماموری که در تعقیب مردی با کراوات سرخ است
عکسی برای قاب عکس خالی من : یک گروه سیاسی نود و دو نفره لو می رود و کسی دقیقا نمی داند چه کسی عامل اصلی بوده
معصوم اول : مترسکی که کم کم به موجودی وحشتناک و افسانه ای تبدیل می شود
معصوم سوم : گچکاری که شنونده داستان شیرین و فرهاد می شود و به کوه می رود
هر دو روی یک سکه : مردی که از هم بندش می گوید ، پیرمردی که از امید می گوید و بعد خودکشی می کند .
گرگ : زن دکتر در روستایی دور در انزوا به سر می برد و وقتی صدای زوزه گرگ را می شنود پشت پنجره می رود و به او خیره می شود .
عروسک چینی من : دختری که برای عروسک هایش از مرگ پدر می گوید .
نمازخانه کوچک من : مرد شش انگشتی
بختک : اشرف السادات در کوچکی پسرش گم می شود و در کوچه ها به دنبال بچه است تا او را بغل مردی چشم آبی می یابد .
به خدا من ف اح ش ه نیستم : زنی که همراه آقای مقدسی به مجلس عیش شبانه آن ها رفته و اصرار دارد بگوید آدم درستی است و راه زندگیش چه بوده .
سبز مثل طوطی ، سیاه مثل کلاغ : مردی که می خواهد طوطی سخن گو بخرد اما همیشه کلاغ از آب در می آید .
فتحنامه مغان : از دلایل انقلاب و سرخوردگی بعد از آن . خیلی جالبه که مجوز چاپ گرفته و فوق العاده هم زیباست .
میر نوروزی ما : مادر و فرزندی در حال بازگشت و مرور اسلایدهای گردش با پدر خانواده .
نیروانای من : نویسنده ای که قرار است برای همسر دوستش نامه بنویسد .
نقشبندان : شیرین که سرطان دارد به اروپا می رود و از همسرش جدا می شود . این داستان به همسرشون تقدیم شده .
شرحی بر قصیده جمیله : مردئی که بابت دیه چندین شتر گرفته .
خانه روشنان : خوب این یکی خیلی سخته نمی دونم چی بنویسم . روشنایی و تاریکی و کاتب و شاعر و مریمی که شوهرش خودکشی کرده .
دست تاریک ، دست روشن : دفن مردی که به دنبال چاپ روایات محلی بوده و داستانی از یک کفن دزد .
نقاش باغانی : اواخر جنگ و رفتن خانواده یا به روستا و دیدن نقاشی با نقاشی های پیش گو و عجیب .
انفجار بزرگ : کارمند بازنشسته ای که پاهایش فلج شده و نمی داند چرا دیگر در جامعه خوشی وجود ندارد .
حریف شب های تار : مردی که شب با حریفش تخته نرد بازی می کند و به زندگی و مرگ آدم ها در اثر برد و باختش می اندیشد .
گنج نامه : داستان فوت دوستش احمد و  بورخس خواني شان .
زیر درخت لیل : سفر به كيش و رويايي بودن درخت هاي ليل .
بانویی و آنه و من : سفر به آلمان و ملاقات با نقاشي دوره گرد .
آتش زردشت : در همان سفر به آلمان از حرف هاي بين ميهمانان از ملل مختلف و شباهت انقلاب ها و آشوب ها.
زندانی باغان : نويسنده در باغان بازجويي مي شود به خاطر داستان هايش .

داستان ها فوق العاده هستن و می شه از هر کدوم ساعت ها نوشت در مورد نحوه روایتش ، راویش ، سمبل هاش و استعاره هاش .... یعنی واقعا نمی شه با یک خط داستانشون را وصف کرد یک رویه داره و یک لایه زیرین و معنایی .  بیخود نیست که آقای گلشیری را از تاثیرگذارترین نویسنده های ایران می دونند . در ضمن ایشون اصفهانی بودند .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

این کتاب ها دیگر کهنه شده است . می دانید ، خیلی از مشتری ها کتاب ها را برای زینت می خواهند . آن ها دلشان نمی آید که یکی دیگر کتاب های عزیزشان را دست مالی کرده باشد .

 

یک هفته هم طول نکشید که بهش گفتم : " دوستت دارم . " دیگر آسان شده است ، انگار مثلا بگویی : " لیوان آب را بده . "

 

در می خانه ببستند خدایا مپسند که در خانه ی تزویر و ریا بگشایند ، همیشه هم اول از همین زهرماری شروع می کنند ، بعد روزی می رسد که حتی نمی گذارند فردوسی را توی قبرستان هامان خاک کنیم .

 

گیرم که یکی دو کتاب فروشی را غارت کردند ، حتی ریختند و کتاب ها را وسط خیابان توده کردند و آتش زدند ، خوب ، بزنند . دوباره چاپ می کنند ، دوباره می نویسند . به دایی بچه ها می گفتیم : " مگر می شود جلو تحول را سد کرد ، زمان را به عقب برگرداند ؟"
می گفت :" می شود ، می بینی که . "
می گفتیم : " بله ، در کوتاه مدت می شود ، اما ... "
داد می زد که : " آخر تحول هم اسباب و ابزار می خواهد ، دانش می خواهد . وقتی این ها را از بین ببری ، به عصر حجر هم می شود برگشت . "

 

 تاریخ اصلا زباله دانی ندارد . هیچ چیز را نمی شود دور ریخت .

 

خوبي زندگي بيشتر در اين است كه يك مرگي هم در انتهاش هست .

 

 

هر وقت خون و خون ريزي باشد  ، برنده كسي است كه مي تواند بكشد.

 

آنجلینای لعنتی

نام کتاب : آنجلینای لعنتی ( مجموعه داستان )

نویسنده : حسین نیازی

ناشر : نشر چشمه

چاپ اول ، ۱۳۸۹

تعداد صفحات : ۱۳۷ صفحه

قیمت : ۲۸۰۰ تومان

 

شب های چهارشنبه

نام کتاب : شب های چهارشنبه ( مجموعه داستان )

نویسنده : آذردخت بهرامی

ناشر : نشر چشمه

چاپ سوم ، ۱۳۸۶

تعداد صفحات : ۸۶ صفحه

قیمت : ۱۳۰۰ تومان


در اين مجموعه 8 داستان كوتاه فراهم آمده كه عناوين آن‌ها بدين‌قرار است: "شب‌هاي چهارشنبه"، "صفيه"، "گريه‌ي ليدا، نانوايي، تير چراغ برق"، "كالمه"، "بي‌دليل"، "جمع كل"، "بي‌قرار" و "قله". براي نمونه در "شب‌هاي چهارشنبه"، "راوي كه از شيفتگي زني به همسر خود، مهرداد، با خبر شده، خطاب به زن نامه‌اي مي‌نويسد و در آن عيوب اخلاقي مهرداد را بازگو مي‌كند. در بخشي از اين نامه آمده است: "راستي هيچ مي‌دانيد اين آقا مهرداد، شب‌هاي چهارشنبه هم غش مي‌كند؟ البته اين مثل را براي خنده نوشتم. مرحوم دهخدا اين طور معني‌اش مي‌كند، علاوه بر آن‌چه شما از بدي كالا و بي‌دوامي آن مي‌گوييد، عيب‌هاي ديگر هم در آن هست. منظورم اين است كه علاوه بر آن‌چه تا به حال گفتم، بي‌دقت است. هميشه دنبال عينك يا فندك يا سيگار و زيرسيگاري و چه مي‌دانم چوب سيگاري‌اش مي‌گردد و تا من از جايم بلند نشوم، پيدايشان نمي‌كند. لباس‌ها و لنگه‌هاي جورابش را از زير مبل‌ها و كنار و گوشه‌هاي خانه پيدا مي‌كنم. هميشه كنترل تلويزيون را با خودش مي‌برد آشپزخانه جا مي‌گذارد و گوشي تلفن را در اتاق خواب گم مي‌كند. گاهي ساعتش را توي دست‌شويي پيدا مي‌كنم و كليد انباري را درست دوماه پس از آن كه مطمئن شدم گم شده، موقع رخت‌ شستن در جيب كاپشن اش، مي‌يابم. فكر مي‌كنم ديگر با اين اوصاف، يك روز هم بتوانيد تحملش كنيد! شايد هم من كمي بي‌انصافي كرده باشم".

 

مجموعه ۸ داستان کوتاه از خانم بهرامی که با استقبال خیلی زیادی در بازار رو به رو شد و منتقدان هم نظر خوبی در مورد کتاب داشتند . کتاب برنده تندیس بهترین مجموعه داستان سال ۱۳۸۵ جایزه روزی روزگاری و برنده جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعات به عنوان بهترین مجموعه داستان سال ۱۳۸۵ بوده است .

شب های چهارشنبه :زنی که عاشق شوهرش است می داند که شوهرش مرتبا به او خیانت می کند و می داند که امشب نیز با معشوقه اش قرار دارد . زن تصمیم می گیرد برای این معشوقه نامه ای بنویسد تا هم به او نشان دهد که از وجودش باخبر است هم ضعف های شوهرش را آشکار کند و هم به حریف نشان دهد که زندگی عاطفی شوهرش را آنقدر پر کرده که رقیب جز یک هوس زودگذر چیزی نخواهد بود . فوق العاده بود . واقعا داستانش محشر بود . یک حس عاطفی بالا مخلوط با طنز . فقط اون قضیه عروسی خصوصیشون به نظرم خیلی جلف بود . این داستان در سال ۱۳۸۲ جایزه ی دوم مسابقه اینترنتی بهرام صادقی را کسب کرده .

صفیه : سیاره کنیزی است که بر روی جهاز صفیه قرار داشته . صفیه به دلایل سیاسی از خانه فرار می کند و سیاره عاشق ارباب خود می گردد . قشنگ بود .

گربه ی لیدا ،نانوایی ، تیر چراغ برق : زنی که شوهرش را بسیار دوست دارد . همه شواهد حاکی از ارتباط شوهرش با زن بیوه صاحبخانه است . کار تا حدی پیش رفته که مادر شوهر و خواهر شوهرش نیز به او هشدار می دهند اما زن باور نمی کند . خیلی خوب بود .

کالمه : کالمه به معنای زن بیوه است . زنی که شوهرش فوت کرده اما هنوز در زندگی زن وجود دارد . معمولی بود .

بی دلیل : دختری که مادرش از خانه فرار کرده . سال ها بعد پدرش اجازه ازدواج او و حمید را نمی دهد و حمید با کس دیگری ازدواج می کند و اکنون حمید و دختر و شیرین در یک صحنه حضور دارند . اصلا خوشم نیومد .

جمع کل : زنی که گذشته خود را مرور می کند و دائم می گوید نباید این کار را می کردم ،نباید آن کار را می کردم . خیلی قشنگ بود .

بی قرار : دختری که عاشق پسری دیگر است اما به دلیل وضع بد مالی مجبور است به خواسته های مرد دیگری تن دهد . شاید داستانش به نظر خیلی نخ نما بیاد اما زاویه دید و نحوه بیان خانم بهرامی حرف نداره . خوشم اومد .

قله : ماجای صعود به قله . این دیگه شدید اروتیک هست در حین ماجرای صعود به قله در حقیقت یک رابطه کاملا خصوصی عاشقانه را تصویر می کنه . فوق العاده هم زیبا این تصویرگری را انجام داده .

خانم بهرامی فارغ التحصیل ادبیات نمایشی هستند و از شاگردان آقای گلشیری محسوب می شوند .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

می روم چون عاشقش هستم . چون می خواهم بداند که عاشقی مثل من پیدا نمی کند . شما فعلا برایش تازگی دارید ،ولی نمی توانید مثل من باشید . چون همه ی لحظه های بغل کردن ، بوییدن و عشق ورزیدنش را پر کرده ام . شما نمی توانید جور تازه ای بغلش کنید . به او ثابت کرده ام هیچ کس نمی تواند به پای شیفتگی من برسد . از این به بعد هم خیال دارم بیشتر تنهایش بگذارم و به همه ی مهمانی های شبانه و مسافرت های دوستانه بروم تا هر چه زودتر از بغل کردن های شما کلافه شود . مطمئن باشید خودتان را هم بکشید ، هیچ جور نمی توانید او را بغل کنید که من صد بار بغل نکرده باشم . شرط می بندم نمی توانید وقتی نشسته و روزنامه می خواند ،آهسته از بالای سرش خم شویدو ببوسیدش و بلافاصله کله معلق بزنید و بنشینید توی بغلش و روزنامه ی له شده اش را به کناری پرت کنید و لبخند نشسته بر لبش را با بوسه ای طولانی ، بر لبتان بدوزید . شما حتی نمی توانید به او بگویید دوستت دارم چون به هر لحن و هر لهجه و هر زبانی که بگویید ،به یاد من می افتد . شما خیلی زودتر از من برایش کهنه می شوید بلکه بدتر از آن ترحم انگیز خواهید شد .

 

" یکی جدیده؟" " هر چی می خوای فکر کن . " کسی در کار نبود . دل که معبر نیست ! و این را حمید نمی دانست .

 

می رفتیم و می آمدیم . می آمدیم و می رفتیم . او می آمد و من می رفتم . من می آمدم و او می رفت . گاهی فقط من می رفتم ، گاهی فقط او می رفت .گاهی من می نشستم و رفتن و آمدن او را نگاه می کردم . گاهی او دراز می کشید و رفتن و آمدن مرا می دید ، یا نمی دید ، چشم را می بست و به رفتن و آمدنم فکر می کرد .  

 


حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه

نام کتاب : حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه ( مجموعه داستان کوتاه )

نویسنده : مصطفی مستور

ناشر : نشر چشمه

چاپ سیزدهم ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۶۵ صفحه

قیمت : ۱۴۰۰ تومان

 

کتاب مجموعه 6 داستان کوتاه است .

مردی که تا پیشانی در اندوه فرو رفت : مردی که به عشقی فکر می کند که رهایش کرده .

چند روایت معتبر درباره ی اندوه : زنی که با شوهرش در رستوران نشسته و در مورد عشقشان و صداقتشان صحبت می کنند .

چند روایت درباره ی کشتن : حکایت مردی که دو پسرش را کشته و حکایت الیاس که به این داستان گوش می دهد .

سوفیا : بچه های محل که پشت تلفن خود را سوفیا معرفی می کنند تا با مرد بیوه ای دوست شوند .

چند روایت معتبر درباره ی خداوند : مردی که همسرش ترکش کرده و مادرش بیمار است .

حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه : امیرماهان و مهراوه به صورت چتی با هم دوست می شوند .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

من دور خواهم شد و باز فرو خواهم رفت و همه ی زیبایی های فهمیدن هایش را برای کسانی رها خواهم کرد که او را هرگز در نخواهند یافت . نه ، هرگز در نخواهند یافت . حتی ذره ای در نخواهند یافت . و خوب می دانم جز من ، جز این من از نفس افتاده ، هیچ روحی نمی تواند او را آن چنان که هست ، ان چنان که نیازی به تا کردن و کوچک کردن و مچاله کردن اش نباشد ، ادراک کند .

 

سر بالایی هم یک جور سرازیری یه . سرازیری هم یک جور سر بالای یه . بستگی داره تو کجا باشی و از کجاش نگاه کنی .

 

به نظر من که دست های آدم ها قبل و بعد از هر کاری تغییری نمی کند . حتی اگر این کار کشتن کسی باشد .

 

حتی اگر آسمان هم به زمین نیامده باشد ، اما فاصله ی زمین و آسمان بدجوری کم شده است . آن قدر کم که احساس خفگی می کنم .

 

نمی دونم چه شکلی هستی . این طوری هر شکلی که دوست داشته باشم می سازمت . اگه ببینمت دیگه می شی یه نفر . اما حالا صد نفری . هزار نفری . یه میلیون نفری . تا ندیدمت تو هر کسی می تونی باشی که من دوست داشته باشم .

 

حسودی نمی کنم / نقطه / نه ، من هرگز حسودی نمی کنم / نقطه / به پیراهنت / نقطه / یا روسری ات / نقطه / یا حتی آن پپسی که در شب تجلی نوشیدی / من تنها – تا سر حد مرگ – حسودی می کنم به آن کفش های تایوانی پاشنه بلند . نه ، این جا دیگر نقطه نمی خواهد .

 

اوایل کوچک بود . یعنی من این طور فکر می کردم . اما بعد بزرگ و بزرگ تر شد . آن قدر که دیگر نمی شد آن را در غزلی یا قصه ای یا حتی دلی حبس کرد . حجم اش بزرگ تر از دل شد و من همیشه از چیزهایی که حجم شان بزرگ تر از دل می شود ، می ترسم . از چیزهایی که برای نگاه کردن شان – بس که بزرگ اند – باید فاصله بگیرم ، می ترسم . از وقتی فهمیدم ابعاد بزرگی اش را نمی توانم با کلمات اندازه بگیرم یا در " دوستت دارم " خلاصه اش کنم ، به شدت ترسیده ام . از حقارت خودم لجم گرفته است . از ناتوانی و کوچکی روحم . فکر می کردم همیشه کوچک تر از من باقی خواهد ماند . فکر می کردم این من هستم که او را آفریده ام و برای همیشه آفریده ی من باقی خواهد ماند . اما نماند ، به سرعت بزرگ شد . از لای انگشتان من لغزید و گریخت . آن قدر که من مقهور آن شدم . آن قدر که سوعتش از مرزهای "دوست داشتن " فراتر رفت . آن قدر که دیگر از من فرمان نمی برد . آن قدر که حالا می خواهد مرا در خودش محو کند . اکنون من با همه ی توانی که برایم باقی مانده است می گویم " دوستت دارم " تا شاید اندکی از فشار غریبی که بر روحم حس می کنم رها شوم . تا گوی داغ را ، برای لحظه ای هم که شده ، بیندازم روی زمین .  

 

سه کتاب

نام کتاب : سه کتاب ( مجموعه داستان )

نویسنده : زویا پیرزاد

ناشر : نشر مرکز

چاپ بیستم ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۳۱۹ صفحه

قیمت : ۶۵۰۰ تومان

 

قصه ی ما به سر رسید

نام کتاب  : قصه ی ما به سر رسید

نویسنده : سید محمد علی جمالزاده

ناشر : انتشارات سخن

چاپ سوم ، ۱۳۸۶

تعداد صفحات : ۴۲۲ صفحه

قیمت : ۴۹۰۰ تومان

 

آشفته حالان بیدار بخت

نام کتاب : آشفته حالان بیدار بخت ( مجموعه داستان )

نویسنده : غلامحسین ساعدی

ناشر : انتشارات نگاه

چاپ اول ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۲۷۲ صفحه

قیمت : ۴۵۰۰ تومان

 

 

شب نشینی با شکوه

نام کتاب : شب نشینی با شکوه ( مجموعه داستان )

نویسنده : غلامحسین ساعدی

ناشر : انتشارات نگاه

چاپ اول ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۱۲۶ صفحه

قیمت : ۲۰۰۰ تومان

 

انتری که لو طیش مرده بود

نام کتاب : انتری که لو طیش مرده بود

نویسنده : صادق چوبک

ناشر : انتشارات نگاه

چاپ سوم ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۲۰۹ صفحه

قیمت : ۴۰۰۰ تومان

 

به افق تهران

نام کتاب : به افق تهران

نویسنده : مریم طاهری مجد

ناشر : نشر چشمه

چاپ اول ، ۱۳۸۹

تعداد صفحات : ۱۰۳ صفحه

قیمت : ۲۳۰۰ تومان

یکشنبه

نام کتاب : یکشنبه

نویسنده : آراز بارسقیان

ناشر : نشر چشمه

چاپ اول ، ۱۳۸۹

تعداد صفحات : ۱۲۴ صفحه

قیمت : ۲۸۰۰ تومان

 

یکشنبه  داستانی امروزی است .  داستانی واقعی اما نه متفاوت ، پیرنگ داستان آشفته حالی وطرد شدگی  است .راوی داستان " آربی " به دلیل وضع پریشان حالی  که (یکبار تجربه خودکشی ) دارد . از طرف خانواده طرد می شود . و ساکن خانه ای می شود که پنجره اتاقش روبه کوه باز می شود. به نقل از متن داستان (اگر آن گوشه دنج با آن پنجره  ای که روبه کوه باز  می شد نبود هیچ وقت اجاره اش نمی کردم.شاید هیچ جای دیگری را اجاره نمی کردم.....)
 

ادامه نوشته

داستان های مردان تمدن های مختلف

نام کتاب : داستان های مردان تمدن های مختلف

نویسنده : شهر نوش پارسی پور

ناشر : نشر شیرین

چاپ دوم ، ۱۳۸۱

تعداد صفحات : ۸۰ صفحه

قیمت : ۹۰۰ تومان

 

تجربه های آزاد

نام کتاب : تجربه های آزاد

نویسنده : شهر نوش پارسی پور

ناشر : نشر شیرین

چاپ اول ، ۱۳۸۳

تعداد صفحات : ۷۹ صفحه

قیمت : ۹۵۰ تومان


راوي داستان دختر نوجواني است كه علاقه‌مند به شعر و ادبيات است. او در خيابان مردي باراني پوش مي‌بيند كه زير باران حركات موزوني مي‌كند. دختر به او نزديك شده و حركاتش را تحسين مي‌كند. آن دو به هم علاقه‌مند مي‌شوند و هر يك از علايق و خواسته‌هاي خود سخن مي‌گويد و.....

گرما در سال صفر

نام کتاب : گرما در سال صفر

نویسنده : شهر نوش پارسی پور

ناشر : نشر شیرین

چاپ اول ، ۱۳۸۲

تعداد صفحات : ۱۵۸ صفحه

قیمت : ۱۲۵۰ تومان

15داستان كوتاه به قلم "شهرنوش پارسي پور "در اين مجموعه گرد آمده كه عنوان كتاب بر گرفته از نام يكي از اين داستان‌هاست .در داستان "گرما در سال صفر"، دختر شانزده ساله‌اي از اهالي جنوب ايران ـ در زمان پهلوي ـ گرما، تنگناهاي زندگي خويش، محدوديت‌ها و روابط دوستانه با برادرش را روايت مي‌كند .براي مثال" :گاهي مي‌رفتيم روي اسكله جلوي خانه مي‌نشستيم و عرب‌ها را تماشا مي‌كرديم .كه تو نور آتش، شام‌شان را روي دوبه‌ها مي‌پختند و مرغ‌هاي سفيد روي آب را ديد مي‌زديم و به بوق كشتي‌ها گوش مي‌داديم ...ديگر نمي‌توانستم بروم روي اسكله و عرب‌ها را تماشا كنم و مرغ‌ها و دوبه‌ها را از نزديك تجربه نمايم فقط كنار دريا مي‌ايستادم و كارگران بارانداز را ديد مي‌زدم و نور چراغ ماشين‌ها را مي‌شمردم و غروب‌ها مي‌رفتم روي بام و توي دم هوا نفس مي‌كشيدم و تك ستاره‌ها را مي‌شمردم و شب، به صداي آن لگوري گوش مي‌كردم كه توي آن كازينوي پايين مي‌خواند و برايش خون راه مي‌افتاد و ...مي‌خواندم ."

دارند در می زنند

نام کتاب : دارند در می زنند ( مجموعه داستان )

نویسنده : منیر الدین بیروتی

ناشر : انتشارات ققنوس

چاپ اول ، ۱۳۸۶

تعداد صفحات : ۱۳۶ صفحه

قیمت : ۱۷۰۰ تومان

 
"دارند در مي‌زنند" داستان مردي است كه بر اثر تحمل فشارها و هيجان‌هاي رواني شديد در ايام كودكي و نوجواني دچار نوعي بيماري شده و شب‌ها دايم تصور مي‌كند كسي در خانه را به صدا درمي‌آورد. پزشك از او خواسته تا احساس‌هايش را يادداشت كند. اما او نمي‌تواند حتي مرز بين رويا و واقعيت را درك كند و مدام با خويش در كشمكش است و همين باعث شده تا همسرش نيز از او ترسيده و گريزان باشد. مرد در دنياي بين خواب و واقعيت و در هياهوي صداي كوبيدن بر در با اضطراب تمام به زندگي ادامه مي‌دهد. كتاب حاضر از نه داستان كوتاه تحت عنوان دارند در مي‌زنند، آره يا نه، يك قدم با عزازيل، اصم، اوريا، پاي جلجتا، زيبايي محض، موريا، و خواب اقاقي تشكيل شده است.

 

دختر رعیت

نام کتاب : دختر رعیت

نویسنده : م . ا . به آذین ( محمود اعتماد زاده )

ناشر : نشر دنیای نو

چاپ اول ، ۱۳۸۴

تعداد صفحات : ۱۵۱ صفحه

قیمت : ۱۶۰۰ تومان


 "احمد گل"، "رعيت اهل گيلان هدايايي را براي ارباب به شهر رشت مي‌برد. دختر هفت ساله‌اش "صغري" نيز با او همراه است. در خانه‌ي ارباب يكي از مهمانان (حاج احمد آقا) كه تاجر متمولي است به رغم بي‌ميلي پدر ـ صغري را براي كلفتي خود انتخاب مي‌كند. صغري همبازي بچه‌هاي ارباب مي‌شود و از آن زمان طعم تلخ تفاوت‌ و تبعيض را مي‌چشد. صغري به شانزده‌سالگي مي‌رسد كه هم زمان با قحطي و آغاز نهضت جنگل در گيلان، و احمد گل، پدر صغري، يكي از پيشگامان اين نهضت است.....

بار دیگر ، شهری که دوست می داشتم

نام کتاب : بار دیگر ، شهری که دوست می داشتم

نویسنده : نادر ابراهیمی

ناشر : روز بهان

چاپ بیستم ، ۱۳۸۹

تعداد صفحات : ۱۱۰ صفحه

قیمت : ۳۰۰۰ تومان

 

کتاب در حقیقت گفت و گوی عاشقانه یک پسر با خود و با یاد و خیال معشوق 11 سال پیشش می باشد . گفت و گوها و برداشت های پسر از وقایع و زندگیش در این 11 سال دوری از هلیا ( عشقش) و سال های با هم بودنشان


یک نکته جالب هم در مورد اسم هلیا:
هليا» اسمي كه براي نخستين بار در ايران به وسيله نادرابراهيمي، در كتاب «بار ديگر شهري كه دوست مي داشتم» به كار رفت، ساخته خلاقيت نويسنده آن است، ريشه تاريخي ندارد و با اين حال ميان مردم، به عنوان اسمي زنانه، رواج يافته است.
سال ها پيش، نادر ابراهيمي در حالي كه با اتوبوس از تهران به اصفهان سفر مي كرد، شروع به بازي و در هم ريختن واژه«الهي» كرد تا بتواند از دل آن نامي خوش آهنگ و متفوت بسازد. پس از مدتي واژه خود ساخته«هليا» را از به هم ريختن حروف واژه «الهي» ساخت و در داستان بلندش «بار ديگر شهري كه دوست مي داشتم» به كار برد. مدت ها بعد نادرابراهيمي متوجه شد كه واژه «هليو» در لاتين قديم به معني خورشيد است .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

 احساس رقابت احساس حقارت است . بگذار که هزار تیرانداز به روی یک پرنده تیر بیندازند . من از آن که دو انگشت بر او باشد انگشت بر می دارم . رقیب یک آزمایشگر حقیر بیشتر نیست . بگذار آنچه از دست رفتنی ست از دست برود .

 مرا بشنوی یا نه ، مرا جستجو کنی یا نکنی ، من مرد خداحافظی همیشگی نیستم .
باز می گردم ، همیشه باز می گردم .
هلیا! خشم زمان من بر من مرا منهدم نمی کند . من روح جاری این خاکم .
من روان دائم یک دوست داشتن هستم .

  در پایدارترین شادی ها نیز غمی نهفته است و در پاک ترین اعمال ، قطره ای از ناپاکی .

 من هرگز نخواستم که از عشق ، افسانه یی بیافرینم .
باور کن .
من می خواستم که با دوست داشتن زندگی کنم – کودکانه و ساده و روستایی .

  آنچه هر جدایی را تحمل پذیر می کند اندیشه پایان ان جدایی ست .

 تحمل تنهایی از گدایی دوست داشتن آسان تر است . تحمل اندوه از گدایی همه شادی ها آسان تر است . سهل است که انسان بمیرد تا انکه بخواهد به تکدی حیات برخیزد .

  زمان ، جاودان بودن همه چیز را نفی می کند .

  فرصتی برای بخشیدن ، فرصتی برای از یاد بردن .
پدر! این مهلتی ست که تو از دست خواهی داد .

   آه هلیا ..... چیزی خوفناک تر از تکیه گاه نیست . ذلت ، رایگان ترین هدیه ی هر پناهی ست که می توان جست .

 ما هرگز از آنچه نمی دانستیم و از کسانی که نمی شناختیم ترسی نداشتیم . ترس سوغات آشنایی هاست .

 به یاد داشته باش که یک مرد عشق را پاس می دارد ، یک مرد هر چه را که می تواند به قربانگاه عشق می آورد ، آنچه فدا کردنی است فدا می کند ، آنچه شکستنی ست می شکند و آنچه را که تحمل سوز است تحمل می کند ، اما هرگز به منزلگاه دوست داشتن به گدایی نمی رود .

 مهر آن متاعی نیست که بشود آزمود و پس از آن ، ضربه یک آزمایش به حقارت آلوده اش نسازد . عشق جمع اعداد و ارقام نیست تا بتوان آن را به آزمایش گذاشت ، باز آنها را زیر هم نوشت و باز آنها را جمع کرد .

 در آن طلا که محک طلب کند شک است .

 بگذار تا تمام وجودت تسلیم شدگی را با نفرت بیامیزد ، زیرا که نفرت ، بی ریاترین پیام آور درماندگی است .

 

حضور آبی مینا

نام کتاب : حضور آبی مینا ( مجموعه داستان )

نویسنده : ناهید طباطبایی

ناشر : نشر چشمه

چاپ سوم ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۶۸ صفحه

قیمت : ۱۵۰۰ تومان

بانو و جوانی خویش

نام کتاب : بانو و جوانی خویش ( مجموعه داستان )

نویسنده : ناهید طباطبایی

ناشر : نشر چشمه

چاپ سوم ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۷۰ صفحه

قیمت : ۱۶۰۰ تومان

رکسانا نیستم اگر ...

نام کتاب : رکسانا نیستم اگر ..... ( مجموعه داستان )

نویسنده : ناهید طباطبایی

ناشر : نشر چشمه

چاپ اول ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۸۸ صفحه

قیمت : ۲۰۰۰ تومان