مجموعه داستانی برو ولگردی کن حاوی چهار داستان نسبتاً بلندی است به نام‌های " شما صدو یازده هستید، لطفاً اجازه بده هواپیماها پرواز کنند، تو فقط گرازها را بکش و برو ولگردی کن رفیق"
داستان‌های این مجموعه به لحاظ موضوعی و دغدغه نویسنده درطیف داستان‌های اجتماعی و شهری می‌گنجد. داستان‌ها گرچه در حوزه جغرافیایی جنوب کشور اتفاق می‌افتد. به لحاظ زاویه دید نویسنده باورپذیر بوده ...

 و خالی از اغراق می‌باشند و جزء داستان‌های مدرن محسوب می‌شوند. جنوبی که صنعت با تبعات و آثار خوب و بدش بر آن سایه انداخته و اداره‌جاتش مثل نقاط دیگر کشور عاری از فساد و تباهی نمی‌باشند.
 -  داستان "شما صد و یازده هستید " . عشق و خیانت درهم آمیخته است. عشق‌های ممنوعه را نمی‌توان انکار کرد همواره وجود دارند  خارج از عرف‌های رایج به روند خود ادامه می‌دهند. چیزی که درباره عشق‌های ممنوعه مورد تصدیق است‌. عشق‌های ممنوعه رنگ و لعابی از خیانت را همراه خود دارند جسارت  نویسنده مهدی  ربی درپرداخت شرح جزئیات رابطه‌اش با داستان ستودنی است. تعلیق آخرداستان خواننده را به تفسیرهای متفاوت برمی دارد رقص دکتر با عروسکش  تلفن مجددش به مشاورخانم ودعوتش برای  باهم بودن از نقاط قوت داستان است .
-  داستان " لطفا اجازه بده هواپیماها پرواز کنند" داستان بامعنایی است با این استدلال که نویسنده می خواهد بگوید در دنیای امروزهرحرکت و  اقدامی تاثیر خاص خودرادارد.   در تیراندازی به سوی هواپیما های مسافربری  که ذهنیات  خواننده را به سوی دشمن مرزی  عراق سوق می دهد . درپایان متوجه می شویم که تیرژ3درکردن در عروسی و جشن  رسم طایفه ای است فارغ از اینکه بدانند این رسم و رسوم جان مسافران هواپیما را تهدید نموده .و باعث تاخیر پرواز صدها نفر شده  است . در داستان توقف چندین ساعته هواپیما و مشاهده رفتار ریاضیدانان درفرودگاه بسیار خوب توصیف شده و داستان را جذاب نموده است
-  داستان " تو فقط گرازها را بکش " درحال و هوای پروژه نیشکر و حواشی اش می گذرد . گرازها بهانه اند. اما سوژه داستان نویسنده است . بی رحمی انسان های آن حوالی در کشتارشان قابل تامل است .  بدبینی بر فضای داستان حاکم است داستان درحوزه آسیب شناسی اداری می‌گنجد. سوء مدیریت درجاهای دیگر ریشه دارد. که با تصویرسازی خوب، خواننده جو فرهنگ کاری پروژه نیشکر را با فلش‌بک‌هایی که در داستان است  درمی‌یابد و ریشه کاستی‌ها را متوجه می‌شود که مشکل گراز نیست بلکه کم کاری و فساد آدم‌هاست.
-   داستان" برو ولگردی کن رفیق " وصف الحال راوی  است. داستان  مملو از خاطرات است . قبولی در کنکور، دانشگاه و مسائلش، طلاق و ازدواج و... فراز و نشیب زندگی راوی خوب ازپی هم در داستان چیده شده‌اند. نویسنده، ربی دراین داستان مهارتش را در قصه‌سازی به رخ خواننده می‌کشد. زندگی قصه‌ای است پرکشاکش در لایه‌ای از قصه‌های تودرتوی دیگر .هرانسانی حکایت خاص خود را دارد. نوع روایت مهم است . نویسنده دراین داستان به خوبی اثبات می کند زندگی همه اش رنج است رنجی ازپس رنجی دیگر. آرامش‌ها اندکند رنج ها بسیار.