نام کتاب : یک روز قشنگ بارانی ( پنج داستان کوتاه )
نویسنده : اریک امانوئل اشمیت
مترجم : شهلا حائری
ناشر : نشر قطره
چاپ چهارم ، ۱۳۸۸
تعداد صفحات : ۱۴۱ صفحه
قیمت : ۲۵۰۰ تومان
۵ داستان کوتاه که منتخب از یکی از کتاب های آقای اشمیت هستند و مرکز توجه همه داستان ها بانوان می باشند . زن های شاد ،غمگین ، موفق، نا امید،..... و پایان های جذاب و ناگهانی از جمله خصوصیات کتاب است .
یک روز قشنگ بارانی : داستان زنی زیبا و بدبین . زنی که به چه نگاه می کند بدی ها و معایب آنر ا می بیند . هلن به هیچ پسری علاقه مند نمی شود ....
غریبه : زنی که خبرنگار است . زنی سالخورده که سالخوردگی خود را فراموش کرده و از نظر ذهنی به دوران جوانی بازگشته.
ادت معمولی : ادت زنی از طبقه پایین جامعه و بسیار سطحی که روزی به دیدار نویسنده محبوبش می رود
تقلبی : امه زنیست که سال ها معشوقه رئیسش بوده و پس از ترک شدن توسط او به عالم و آدم شک دارد .
زیباترین کتاب دنیا : زنان زندانی در سیبری تصمیم می گیرند برای دخترانشان یادداشتی بنویسند.
کتاب جذابیه و خیلی خوب روی روان شناسی و رفتارها کار کرده خیلی حال و هوای زنانه داره و زیباست . همه داستان های کتاب قشنگ هستند اما من ادت معمولی را بیشتر پسندیدم .
پدر آقای اشمیت قهرمان مشت زنی بوده . مادرش هم قهرمان دو و میدانی فرانسه بوده هر چند پدرش این کار را خودنمایی می دونسته و به مادرش اجازه ادامه فعالیت را نمی ده .
قسمت های زیبایی از کتاب
سن و سال معنیش اینه که زندگی ما بیشتر پشت سرمونه تا جلومون، معنیش اینه که شما یک زندگی برای خودتون درست کردید و من یک زندگی دیگه . پاریس-شارلوروا ، پولدار- بی پول . زندگی های تعیین شده ... دیگه دیر شده . می تونیم در زندگی با هم برخورد کنیم ولی ملاقاتی در کار نیست .
-امروز یک روز قشنگ بارانی است .
هلن از او پرسید چطور یک روز بارانی می تواند زیبا باشد . آنتوان هم برایش تعریف کرد : از رنگ های گوناگونی که آسمان ، درختان و سقف خانه ها به خود می گیرد و آن ها عنقریب وقت گردش خواهند دید ، از نیروی وحشی اقیانوس ، از چتری که آن ها را هنگام قدم زدن به هم نزدیک تر می کند ،از شادی پناه بردن به اتاق برای صرف یک چای داغ ، از لباس هایی که کنار آتش خشک می شوند ، از رخوتی که به همراه دارد ، از فرصتی که خواهند داشت تا چندین بار بیامیزند ، از صحبت های زیر ملحفه درباره ی زندگی و گذشته ، از بچه هایی که از ترس طبیعت سراسیمه به چادری پناه می برند ....