زنان بدون مردان

نام کتاب : زنان بدون مردان

نویسنده : شهرنوش پارسی پور

ناشر : آزاد

تابستان ۱۳۵۷ ، پاریس

تعداد صفحات : ۵۶ صفحه

مردان در برابر زنان

نام کتاب : مردان در برابر زنان

نویسنده : شهرنوش پارسی پور

ناشر : نشر شیرین

چاپ دوم ، ۱۳۸۴

تعداد صفحات : ۳۰۳ صفحه

قیمت : ۴۸۰۰ تومان

 

برف و سمفونی ابری

نام کتاب : برف و سمفونی ابری ( مجموعه داستان )

نویسنده : پیمان اسماعیلی

ناشر : نشر چشمه

چاپ چهرم ، ۱۳۸۹

تعداد صفحات : ۹۵ صفحه

قیمت : ۲۰۰۰ تومان

"ميان صخره‌هاي خالي"، داستان پزشك جواني است كه به روستايي دورافتاده اعزام شده است. او كه ورزشكار و كوهنورد است، با وجود اخطار اهالي روستا، تصميم به صعود از كوه نزدیک روستا و داخل شدن به دو غار بالاي آن مي‌گيرد. مردم معتقدند روحي در آن غار ساكن است كه هركس را كه وارد غار شود گرفته و نابود مي‌كند. پزشك در غار چيزي نمي‌بيند. اما تا مدت‌ها پس از بازگشت احساس مي‌كند تحت نظر است و كسي در همه‌حال تعقيبش مي‌كند. او حتي رد پوتين‌هايي را در برف، همه‌جا، اطراف خويش مي‌بيند و سرانجام در حالي كه گويا به مرز جنون رسيده، تصور مي‌كند هيچ‌كس در آن روستا ساكن نيست؛ تمامي مردم رفته‌اند و او مانده و رد پوتين‌هايي كه همه‌جا ظاهر مي‌شوند و وجود دارند. كتاب پيش رو دربردارندۀ هفت داستان كوتاه با عنوان ميان حفره‌هاي خالي؛ مرض حيوان؛ لحظات يازده‌گانۀ سليمان؛ مردگان؛ يك هفته خواب كامل؛ يك تكه شازده در تاريكي؛ و گراي پنجاه و پنج است.

******

«برف و سمفوني ابري» عنوان کلي مجموعه داستاني از پيمان اسماعيلي است که چاپ اول آن در تابستان۱۳۸۷توسط نشر چشمه انتشار يافته و تاکنون به چاپ سوم رسيده و جوايزي را نيز برده است؛ از جمله جايزه دهمين دوره منتقدان و نويسندگان مطبوعات به‎عنوان بهترين مجموعه داستان سال گذشته، جايزه مهرگان ادب و جايزه نهمين دوره هوشنگ گلشيري. اين مجموعه هفت داستان کوتاه را شامل مي‎شود که به ترتيب عبارتند از: «ميان حفره‎هاي خالي»، «مرض حيوان»، «لحظات يازده‎گانه سليمان»، «مردگان»، «يک هفته خواب کامل»، «يک تکه شازده در تاريکي» و «گراي پنجاه و پنج».در اين يادداشت، ابتدا تک‎تک داستان‎ها را از نظر گذرانده و سپس به کليت مجموعه مي‎پردازيم؛ البته با نظري موجز و پرداختي مختصر.


«ميان حفره‎هاي خالي» داستان پزشکي است که براي گذراندن دوره طرحش ناگزير است چند ماهي را در مرز کردستان ايران و عراق، در روستايي سرد و کوهستاني به سر ببرد. پزشک يک هفته است در بهداري روستا مشغول به کار شده است و طي نامه‌نگاري‌هايي با شخصي او را از اوضاع خودش در اين روستاي مرزي باخبر مي‌کند. پزشک در عين حال کوهنورد است و بر آن است تا از يکي از صخره‎هاي روستا صعود کند. به اين ترتيب، او که از سرماي استخوان‎سوز رنج مي‎کشد و براي نجات از وضعيتي که در اين روستا و در ميان اين جماعت گرفتارش شده – جماعتي که متوجه حرف‎هاي او نمي‎شوند و يا اصلا علاقه‎اي به حرف‎هايش ندارند – مي‎خواهد از کوه بالا برود؛ اما يکي از اهالي (صلاح) او را از اين کار باز مي‎دارد و شرح مي‌دهد که در گذشته کسي به آن‎جا رفته و ديگر هرگز برنگشته است. با وجود اين، پزشک جوان خود را از صخره بالا مي‌کشد و به غار دو اشکفته مي‌رسد و درون آن پا مي‎گذارد؛ جايي که پيش از اين يک فرمانده نظامي در آن گم شده و بعد از آن هر کسي که به اين دو اشکفته رفته، ديگر بازنگشته و حتي جسدش هم پيدا نشده… اما پزشک جوان بي‎اين‎که با حادثه‎اي مواجه شود، به سلامت بر‌‌‌ مي‌گردد. هرچند به هنگام بازگشت متوجه ردپايي مي‌شود که کنار ردپاي خودش روي برف مانده است، البته اين ردپا بزرگتر از جاي پاي خودش مثل رد کفش‎هاي کوهنوردي يا رد پوتين است و او از آن پس هر جا مي‌رود، اين ردپا با وي است… و اين‎گونه است که «ميان حفره‎هاي خالي»، آگاهانه به دل دو حفره‎اي نقب مي‎زند که آن همه شايعه خوف‎انگيز، پيرامونش شکل گرفته بود.

از آن پس اتفاقات جالب و در عين‎حال عجيبي رخ مي‎دهد: اهالي روستا که پيش‎تر ساکت بودند و با پزشک حرف نمي‎زدند، برايش غذا مي‎آورند؛ از دوغ و ماست و کره محلي گرفته تا مرغ کباب شده و رفتاري توأم با احترام با وي دارند؛ حتي لباس‎هايش را مي‎شويند. در اين ميان، صلاح ناگهان ناپديد مي‎شود. يکي ديگر به نام «کريم» که مي‎گفتند اصلا زبان فارسي بلد نيست، با او حرف مي‎زند و روي قبر کساني که رفته‎اند توي دو اشکفته و ديگر برنگشته‎اند، دعا مي‎خواند و سپس او هم مثل صلاح ناپديد مي‎شود. پرچمي که پزشک بالاي کوه، وسط دو اشکفته نصب کرده بود، بعد از چند روز ناپديد مي‌شود و بالاخره در يک صبح زمستاني تمام اهالي روستا يکجا غيب شان مي‎زند!


در داستان «مرض حيوان» مهندسي به برهوتي مي‎رسد که گويا يکي از همکارانش از چند سال پيش در آن‎جا ساکن مانده و ديگر بومي بيابان شده است؛ چنان که به نظر مي‎رسد حتي هويت انساني خويش را نيز تا حدودي از دست داده باشد. با اين همه، داستان از گفته‎هاي او شکل مي‎گيرد: «دير آمدي! تا غروب منتظرت ماندند، نيامدي. آن‎ها هم ماشين را برداشتند و رفتند کمپ جديد. ساختمانش را تازه تمام کرده‎اند. حال مي‎رسيم خودت مي‎بيني…» البته او متکلم وحده نيست. اما نويسنده صرفا حرف‎هاي او را ضبط کرده است. «اين دور و برها گاهي کفتار پيدا مي‎شود. از کجا مي‎آيندش را دقيقا نمي‎دانم. شايد بوي غذا مي‎کشاندشان اين‎جا. شايد هم بوي آدم. بعضي سال‎ها قحطي بدي است. آدمش چيزي گير نمي‎آورد بخورد، چه برسد به حيوان.» بدين ترتيب، براي مهندس تازه‎وارد ديگر گريزگاهي باقي نمي‎ماند چراکه در دل اين شب ظلماني در اين بيابان ناشناس گير افتاده است. از آن‎چه راهنمايش بر زبان مي‎راند چنين به نظر مي‎رسد که مهندس مي‎کوشد به خود بقبولاند که از هيچ‎چيز ترس و واهمه‎اي ندارد تا اين‎که بالاخره فاجعه رخ مي‎دهد و او نابود مي‎شود. يا بهتر است اين‎طور بگوييم که مهندس خيلي دير، ترس را به درون راه مي‎دهد! آن‎قدر دير که ديگر کار از کار گذشته است. در «مرض حيوان»، ديگر هيچ راه بازگشتي نيست چون شب است و بيابان و بقيه رفته‎اند و تنها اميد شخص به همان بلد راه است که گويي خود خلق و خوي کفتار بيابان را يافته است.

يکي ديگر از داستان‌هاي اين مجموعه، «لحظات يازده‎گانه سليمان» نام دارد که در آن قتلي در کوهستان رخ داده است و حسد و کينه و تسويه حساب‌هاي قبيله‌اي و مسائل خانوادگي و ناموسي… از علت‎هاي آن است. داستان براساس يازده مدرک اصلي و مرتبط با قتل مرحوم کامران سهيلي شکل مي‎گيرد و اين تمهيدي است تا هر چه بيشتر بر بار گوتيگ داستان افزوده شود و شخصيت‎هاي «لحظات يازده‎گانه سليمان»، يک به يک در وضعيت‎هايي قرار مي‎گيرند که هراسناک مي‎نمايد؛ با وجود اين وقتي که با موقعيتي هولناک مواجه مي‎شوند، به گونه غريبي از نظر روحي محظوظ مي‎شوند و به گروتسکي دامن مي‎زنند که علي‎الظاهر بي‎سابقه مي‎نمايد.

در داستان «مردگان» هم، وانتي در برف‎گير کرده و ديگر هر کاري که مي‎کنند روشن نمي‎شود. و برف هم آن‎قدر همه‎جا را گرفته که سرنشينانش چاره‎اي ندارند جز اين‎که شب را در ماشين سر کنند.

در اين ميان برق هم وصل نمي‎شود هرچه کليد مي‎زنند، فايده‎اي ندارد. معلوم نيست سيم‎ها پاره شده‎اند و يا اين‎که مثلا دکل افتاده. اما بعد متوجه مي‎شوند که چيزي روي سيم است. اما نه پرنده يا درختي که افتاده بلکه يک آدم! آن‎هم با شکم روي فاز بالايي دکل چهل متري. تا اين‎که آخرالامر رييس، در دل شب و برف، مي‎رود تا ببيند چه خبر است. «جلوتر، آن بالا، چيزي روي سيم‎ها تکان مي‎خورد. رييس عيينکش را بيرون کشيد و روي قوز بيني گذاشت. بعد خيره ماند به شبح بي‎شکلي که از بين سياهي سيم‎ها بيرون زده بود. حس کرد که شبح روي سيم جمع شد و خودش را کشيد جلو. مثل آدمي که توي هوا سينه‎خيز برود…»

يکي از داستان‎هاي اين مجموعه «يک هفته خواب کامل» نام دارد که روايت يکدست و منسجمي است. راوي داستان کارش مسافرکشي است. نيمه‌شبي اتومبيلش را کنار ميدان آرژانتين پارک کرده که مردي که تا خرخره هم خورده به‎سمت او مي‌آيد و مي‌گويد به سبب مستي نمي‌تواند رانندگي کند و بايد ماشينش را بگذارد اين‎جا و خودش برگردد نور. مسافرکش نخست درخواست او را نمي‌پذيرد، زيرا از لحن وي خوشش نمي‌آيد اما مرد مست هرطور که هست، او را راضي مي‌کند و مسافرکش سوارش مي‎کند و راه مي‎افتد. در طول مسير با هم درباره مسائل مختلف گفت‎وگو مي‌کنند. ظرف فلزي کتابي شکل مرد مست خالي مي‌شود و مسافرکش ناگزير در جايي از مسير توقف مي‌کند تا بلکه از سوپرمارکتي بتواند ظرف مرد را پُر کند. اما هنوز زود است و بايد صبر کنند تا سوپرمارکت‌ها باز شوند. راوي چشمش به خرگوشي مي‌افتد که از عرض جاده عبور مي‌کند. از ماشين پياده مي‌شود و خرگوش را تعقيب مي‎کند، اما نمي‌تواند آن را بگيرد و ناگزير بر‎مي‌گردد کنار ماشين. مرد مست از ماشين مي‌زند بيرون. راوي هم دنبالش مي‎رود. مرد مست ادعا مي‎کند خرگوش را ديده و به‎جايي اشاره مي‌کند که مسافرکش بدان سمت مي‌رود و ليکن چيزي نمي‌بيند. «بعد انگار که يک تکه زغال گذاشته باشند روي کمرم، تنم آتش مي‎گيرد. براي يک لحظه فکر مي‎کنم جانوري چيزي کمرم را گاز گرفته…» مرد مست چاقو را برمي‎گرداند توي جيبش و يک قدم به طرفش جلو مي‎آيد، خم مي‎شود روي او و سوئيچ را از جيب شلوارش مي‌کشد بيرون و سوار ماشين مي‎شود و مي‎زند به چاک.


«يک تکه شازده در تاريکي» داستاني است که به انتزاع تنه مي‎زند. روايتي که بي‎گمان بر پايه خوانش خاص خواننده آغاز و انجام مي‎يابد: «زمين زير پايش يک دفعه هوا مي‎شود. يک لحظه بين سياهي غليظ غوطه مي‎خورد و بعد با صورت مي‎رسد به سنگ. صداي شکستن استخوان توي سرش هست. سنگي کوبيده شده روي استخوان. درد مي‎آيد. پخش مي‎شود. آن دريچه‎اي را مي‎بندد که توي گلوي آدم کار گذاشته‎اند براي رفت و آمد هوا. يادش نيست کي هست. يادش نيست. يک تکه آدم است توي تاريکي. يک تکه‎اي که نيست. خون را تف مي‎کند روي زمين. لبش مي‎سوزد. انگار که سيخ داغ روي گوشت.»

شخصيت «گراي پنجاه و پنج»، آخرين داستان اين مجموعه، در طبقه هشتمي که برف تا زير آن جمع شده، اجساد آدم‎ها را مي‎سوزاند تا خود را گرم کند. برف آن‎قدر ارتفاع گرفته که حتي بيرون رفتن از طبقه هشتم هم غيرممکن مي‎نمايد.

باري، به‎نظر مي‎رسد که آدم‎هاي داستان‎هاي اين مجموعه مي‎کوشند تا ترس را پشت سر بگذارند و بر تنهايي خويش فايق آيند. اما موفق نمي‎شوند و تقريبا همگي تن به شکست مي‎دهند يا ناگزير به آن تسليم مي‎شوند: آن‎چه هست، ترس از ظلمت شبي لايتناهي، احساس زمهريري بي‎سابقه در درون و بيرون، و…

آيا نويسنده بر آن است که با داستان‌هايش بر وضعيت بغرنج و تفسيرناپذير انسان کنوني و هراس او در مواجهه با غموض اين پيچيدگي صحه بگذارد؟ آيا مي‎توان اين را نوعي نياز روحي رواني برشمرد که انسان در مقابله با ترس و هراسي ناشناخته در خود احساس مي‎کند؟

گذشته از اين‎ها، آدم‎هاي داستان‎هاي اين مجموعه از چه خصوصياتي برخوردارند که آن‎ها را حداقل از همگنان داستاني‎شان متمايز مي‎کند؟ البته نه با قاطعيت جزم‎انديشانه وليکن به شيوه‎اي نسبي‎گرايانه ممکن است بتوان آدم‎هاي اين داستان‎ها را نماينده طيف خاصي از بشر دانست که در ماتم‎سراي اين عالم به‎گونه‎اي جمود و ايستايي مبتلا هستند. آنان حتي در پي اين برنمي‎آيند که کمترين قدمي براي به شادي رسيدن بردارند. اميد را وانهاده‎اند و به بهبود شرايط و احيانا هماهنگي با جهان اطراف نمي‎انديشند. و از آن‎جا که هرگز به بهتر شدن اوضاع اميد نبسته‎اند، نمي‎توانند شکوه و شکايتي داشته باشند. اصولا چون از ديرزماني ديگر احساس طرب و سرور نمي‎کنند، به همان نسبت وقتي با وضعيتي تراژيک روبه‎رو مي‎شوند، گويي عاجز از بيان اندوه خود باشند يا اقلا آن را بروز بتوانند داد.

در آدم‎هاي داستان‎هاي پيمان اسماعيلي شايد تنها روي يک احساس، يک واکنش به محيط اطراف مي‎شود انگشت گذاشت و آن را قدري برجسته ديد: ترس! اما اين ترسي منفرد و مجزا از ديگر احساساتي نيست که بشر در گيرودار وقايع تلخ و تيره بدان دچار مي‎شود؛ ترس آميخته به تنهايي يا اساسا ترسي که از تنهايي انسان عصر ما ناشي شده است.

اگرچه اغلب شخصيت‎هاي اين مجموعه داستان به حاشيه شهرها و آبادي‎ها کوچيده‎اند و يا ناگزير از کوچ شده‎اند، اگرچه شايد بشود آنان را همچون رانده‎شدگان شهر پوکرفلات از تباري دانست که به‎نوعي از اصل خود دور شده‎اند اما به‎ضرس قاطع آنان خود هرگز به دامان طبيعت پناه نبرده‎اند. آن‎ها گريختگاني‎اند که به تبعيدي خودخواسته تن داده‎اند. شهرونداني از شهر گريخته‌، شهرونداني که کم آورده‎اند و در چنبره ترس و تنهايي، لاجرم به تمدن پشت کرده‎اند.



 

چسب زخم

نام کتاب : چسب زخم

یا دنیای زندونی راه راه

نویسنده : ابراهیم رها

ناشر : نشر حوض نقره

چاپ سوم ، ۱۳۸۹

تعداد صفحات : ۹۴ صفحه

قیمت : ۲۰۰۰ تومان

"در زندگی زخم هایی هست که آدم نمی تواند جایش را به کسی نشان بدهد! به همین دلیل رویش چسب زخم می زند. اساسا شاید درست تر این باشد که در زندگی چسب زخم هایی هست که آدم روی زخم های ناجورش می زند."

يكي به موسيقي زيرزميني علاقه داشت. توي شنا هميشه زيرآبي مي‌رفت. سر كار، گاهي زيرميزي مي‌گرفت. اغلب زيرلب آواز مي‌خواند. زيرزيركي زيرآب اين و اون را مي‌زد. يه روز ازش پرسيدن ماشين مورد علاقه‌ات چيه بنز يا بي‌. ام. و؟ گفت: مترو. كتابچة حاضر حاوي طنزهايي با موضوعات مختلف اجتماعي ـ سياسي و... است.

گزینه اشعار مهدی اخوان ثالث

نام کتاب : گزینه اشعار مهدی اخوان ثالث

شاعر : مهدی اخوان ثالث

ناشر : انتشارات مروارید

چاپ دوازدهم ، ۱۳۸۷

تعداد صفحات : ۴۰۸ صفحه

قیمت : ۳۹۰۰ تومان

 

چشم های سگ آبی رنگ

نام کتاب : چشم های سگ آبی رنگ (مجموعه داستان )

نویسنده : گابریل گارسیا مارکز

مترجم : بهمن فرزانه

ناشر : نشر ثالث

چاپ اول ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۱۰۸ صفحه

قیمت : ۲۳۰۰ تومان

 

 

آویشن قشنگ نیست

نام کتاب : آویشن قشنگ نیست (مجموعه داستان )

نویسنده : حامد اسماعیلیون

ناشر : نشر ثالث

چاپ اول ، ۱۳۸۷

تعداد صفحات : ۴۷ صفحه

قیمت : ۱۰۰۰ تومان

 «رضا» داستان جواني است كه هشت سال و سه ماه پيش بر اثر سانحۀ اتومبيل درگذشته و اكنون در اوج بي‌خيالي، در روزي باراني، به يادآوري حادثه و آن‌چه منجر به آن شد پرداخته است. سه جوان دانشجو، در اتومبيلي، به رانندگي رضا، قصد رسيدن به پرايد دو دختر هم‌دورۀ خويش را دارند كه ناگهان كنترل ماشين از دست رضا خارج شده و بر اثر انحراف و واژگون شدن، هر سه آن‌ها از بين مي‌روند. و اكنون پس از گذشت اين همه سال رضا بارها و بارها از خود مي‌پرسد دو دوست من با آن دو دختر مشكل داشتند؛ من كجاي اين ماجرا بودم؟ اين مجموعه متشكل از شش داستان كوتاه با عنوان رضا؛ مهدي؛ بهادر؛ اهورا؛ نيلوفر؛ و نيما است .

 

ادامه نوشته

مهپاره

نام کتاب : مهپاره

داستان های عشقی هندو

ترجمه از متن سانسکریت : ف . و. بین

مترجم : صادق چوبک

ناشر : انتشارات جامه دران

چاپ اول ، ۱۳۸۴

تعداد صفحات : ۱۲۸ صفحه

قیمت : ۱۵۰۰ تومان

"مهپاره" شانزدهمين بخش از نسخه‌ي كهن متن مفصل سانسكريتي است كه به نام "جوهر اقيانوس زمان" معروف است. مهپاره با اين كه حكايت عشق است اندرزهاي انساني و حكمت را دربر دارد. آغاز داستان با نيايشي عميق همراه است. "سوريا كانتا" پادشاهي است كه پس از ديدن تصوير "آنانگاراكا" به همراه "راسا كوشا" به جست وجوي او برمي‌خيزد و در نهايت به دربار او مي‌رسند و براي به جاي آوردن شرط دوشيزه، هر روز سوالي در قالب حكايتي دلكش بر او عرضه مي‌كنند و پاسخي درخور مي‌شنوند. پس از هر پاسخي پادشاه و راساكوشا به كوشك محل اقامت خويش باز مي‌گردند و پادشاه شب را در راز و نياز با تصوير شهزاده به صبح مي‌رساند. از روز هفتم به بعد، ديگر پادشاه تصوير نگار را استلاي دل خويش نمي‌يابد. او دريافته است كه عشق به تصوير، عشقي مجازي است و عشق حقيقي او در شهزاده متجلي است كه تا وصل او راهي دراز در پيش است.

عشقبازی ناپلئون

نام کتاب : عشقبازی ناپلئون

نویسنده : لئون ویال دوریویر

مترجم : ف . بهروان

چاپ اول ، ۱۲۹۹

تعداد صفحات : ۳۴ صفحه

ناپلئون سردار فرانسوی برای لشگر کشی عازم مصر می شود و پس از فتح مصر جشن با شکوهی ترتیب می دهد در حین جشن زنی زیبا را می بیند که متوجه میشود همسر یکی از افسران ارتش است.ناپلئون عاشق پله لو میشود و شوهر پله لو را راهی سفری سخت میکند تا مزاحم را از سر راه خود بردارد و ....

 

خاله بازی

نام کتاب : خاله بازی

نویسنده : بلقیس سلیمانی

ناشر : انتشارات ققنوس

چاپ سوم ، ۱۳۸۷

تعداد صفحات : ۲۴۰ صفحه

قیمت : ۳۵۰۰ تومان

ناهید س از سالها از طریق ایمیل ،  حمیرا دوست دوران دانشکده ی خود را می بیند ، ورود حمیرا به زندگی ناهید ، مرور خاطرات کودکی تا امروز ناهید را باعث می شود . ناهید دختری از روستای گوران از توابع کرمان دچار مشکل مادر زادی است و متوجه می شوند او رحم ندارد و نمی تواند بچه دار شود . در گوران دامپزشکی به خواستگاریش می رود و پس از چند ماه دوران نامزدی ناهید بدون اینکه در مورد مشکلش با او حرفی بزند رابطه را قطع می کند. برای ادامه تحصیل راهی تهران می شود و در دانشگاه با مسعود آشنا می شود پس از مدتی مسعود از ناهید خواستگاری میکند و ناهید موضوع را به او می گوید ولی مسعود می پذیرد و آنها ازدواج می کنند . بعد از هفت سال ، مسعود دوباره ازدواج میکند و باورود سیما به زندگی مسعود ، اتفاقات جدیدی رخ می دهد و ....

 

شازده کوچولو

نام کتاب : شازده کوچولو

نویسنده : آنتوان دوسنت اگزوپری

مترجم : محمد قاضی

ناشر : انتشارات امیر کبیر

چاپ بیست و نهم ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۱۱۳ صفحه

قیمت : ۱۵۰۰ تو مان

"شازده كوچولو"، پسربچه‌اي تنها ساكن سياره‌ي كوچكي است كه هر روز سه آتش‌فشان آن را پاك مي‌كرد. شازده كوچولو براي فرار از سياره‌ي خويش از پرواز مهاجرتي پرندگان وحشي استفاده كرد تا به بحث‌ها و سوء تفاهم‌هاي غم‌انگيزي كه او را روز به روز از گل سرخش، دور مي‌كرد، پايان دهد. گل سرخ خود را در دنيا يگانه مي‌دانست و تصميم داشت كه هميشه شازده كوچولو را براي برآوردن كم‌ترين هوس‌هاي خود در خدمت خويش نگاه دارد. اما شازده كوچولو به زمين سفر كرد. او پي در پي از شش سياره در راه گذشت و با پادشاهي، خودپسندي، مي‌خواره‌اي، كارفرمايي سوداگر، فانوس افروزي و جغرافي‌داني ارتباط پيدا كرد و از شغل هريك از آن‌ها اظهار شگفتي كرد تا به زمين رسيد. او پس از گشت و گذارهاي بسيار خود را در وسط باغي پر از گل‌هاي سرخ ديد و در آن‌جا بود كه احساس كرد بسيار بدبخت است. چون گل سرخ به او گفته بود كه در دنيا يگانه است. در همين لحظه با روباهي رو به رو شد روباه از شازده خواست تا او را اهلي كند و به او گفت: "تو پسربچه‌اي هستي مثل صدها پسربچه‌ي ديگر و من هم براي تو روباهي هستم شبيه به صدها روباه ديگر. نه تو به من نيازداري و نه من به تو ولي اگر مرا اهلي كني تو براي من در عالم همتا نخواهي داشت و من براي تو در دنيا يگانه خواهم شد" و آن لحظه بود كه شازده كوچولو فهميد كه آن گل سرخ، او را اهلي كرده است، از آن به بعد شازده كوچولو تصميم به بازگشت مي‌گيرد و از ماري مي‌خواهد تا او را بگزد و او شب هنگام ناپديد مي‌شود

پ ن : این کتاب با ترجمه احمد شاملو و فریده مهدوی دامغانی در بازاز موجود است.

 

بازی عروس و داماد

نام کتاب : بازی عروس و داماد  (مجموعه داستان )

نویسنده : بلقیس سلیمانی

ناشر : نشر چشمه

چاپ ششم ، ۱۳۸۷

تعداد صفحات : ۱۰۲ صفحه

قیمت : ۱۶۰۰ تومان

 

کتاب شامل 63 داستان کوتاه (1 یا 2  صفحه ای ) می باشد . در حقیقت شاید بشه بهشون می نیمال گفت .

 "بازي عروس و داماد" داستان دختر سي و شش ساله‌اي است با ضريب هوشي بسيار پايين كه علاقه‌ي شديدي به ازدواج داشته و دايم مزاحم كاسبان محل مي‌شود. خانواده‌ي وي با نگراني از اوضاع پيش آمده تصميم مي‌گيرند به صورت قلابي همسري براي وي يافته و جشن ازدواجي برگزار كنند تا دختر روان‌پريش بيش از اين آبروريزي نكند. عباس، دوست برادر دختر، اين نقش را مي‌پذيرد و عروسي برگزار مي‌شود، اما از فرداي عروسي "زري" هر روز عباس را وادار مي‌كند لباس دامادي دربر كرده و "عروسي ‌بازي" كنند. بعد از مدتي تصميم بر اين مي‌شود تا عباس بميرد و زري بيوه شود. بعد از چهلم و درآوردن لباس عزا زري دوباره راهي خيابان شده و پيشنهاد ازدواج مي‌دهد چون دلش براي "بازي عروس و داماد" تنگ شده است. كتاب حاضر از شصت و سه داستان بسيار كوتاه تشكيل شده كه از جمله‌ي آن‌ها مي‌توان به "داداشي"، "دوازده‌سالگي"، "بازي عروس و داماد"، "دوست مشترك"، "جسد دايي‌جان"، "عمر مفيد"، "قهر"، "يك تكه گوشت"، "ماه عسل"، "سگ بي‌بي‌گل" و "همدم" اشاره كرد.

 قسمت های زیبایی از کتاب

 وقتی فهمید چه کسی قاتل زنش است ، همه ی خشمش یک جا فرو نشست . زن زیبا ، پزشک ، خانواده دار و دوست داشتنی اش را یک ولگرد معتاد روانی کشته بود . همان جلسه اول دادگاه قاتل را بخشید . در پاسخ دیگران گفت : جان آدم ها برابر نیست و این توهین به مرده ی زنش است که به ازای جان او ، این مردک را بکشد . همان شب به آیینی ترین شکل ممکن خودش را کشت .

 

پدر گفت : مادرت به آسمان ها رفته . عمه گفت : مادرت به یک سفر دور و دراز رفته . خاله گفت : مادرت آن ستاره ی پر نور کنار ماه است . دختر بچه گفت : مادرم زیر خاک رفته است .

عمه گفت : آفرین چه بچه واقع بینی ، چه قدر سریع با مسئله کنار آمد .

دختر بچه از فردای دفن مادرش ، هر روز پدرش را وادار می کرد او را سر قبر مادرش ببرد . آنجا ابتدا خاک گور مادر را صاف می کرد ، بعد آن را آب پاشی می کرد و کمی با مادرش حرف می زد .

هفته ی سوم وقتی آب را روی قبر مادرش  می ریخت به پدرش گفت : پس چرا مادرم سبز نمی شود ؟

 

  رئیس جمهور از تلویزیون درامد ناخالص ملی را با احتیاط تمام اعلام کرد . رئیس بانک مرکزی روی دسته ی مبل کوبید و گفت باز هم اشتباه کرد ، هشت سال است اشتباه می کند . زن از آشپزخانه داد زد : خودت را ناراحت نکن ! مگر این هشت سال کسی فهمیده یا اعتراض کرده ؟ رئیس بانک مرکزی گفت : حرف این چیزها نیست ، باید تمام ارقام را دوباره عوض کنیم .


 

زنده بگور

نام کتاب : زنده بگور

نویسنده : صادق هدایت

ناشر : نشر جامه دران

چاپ سوم ، ۱۳۸۵

تعداد صفحات : ۱۲۸ صفحه

قیمت : ۱۵۰۰ تومان

اين مجموعه مشتمل بر نه داستان كوتاه است كه عبارت‌اند از: "زنده به گور"، "حاجي مراد"، "اسير فرانسوي"، "داود گوژپشت"، "مادلن"، "آتش پرست"، "آبجي خانم"، "مرده خورها" و "آب زندگي". در داستان "زنده به گور" راوي، انسان مطرودي است كه در بستر افتاده و حتي مرگ هم سراغش را نمي‌گيرد. او طي بازگشت‌هايي به گذشته، دوران كودكي و ماجراي عاشقانه‌اي را به ياد مي‌آورد كه بر اثر تمايل نشان ندادن او به معشوقه به شكست انجاميده است. او خود را انساني مي‌داند كه نمي‌تواند از سرنوشت بگريزد و مرگ را يگانه دوست خود مي‌داند كه مي‌تواند از او دلجويي كند. او ديگر حتي به مرده‌ها هم حسادت نمي‌ورزد چون يك "زنده به گور" است.

 

ماه عسل پاییزی

نام کتاب : ماه عسل پاییزی

یادداشت های روزانه ی زندان سال ۱۳۷۷

نویسنده : سید ابراهیم نبوی

ناشر : نشر حکایت قلم نوین

چاپ دوم ، ۱۳۸۱

تعداد صفحات : ۱۸۱ صفحه

قیمت : ۱۱۰۰ تومان

سید ابراهیم نبوی صبح یک روز پاییزی در روزنامه میخواند که تحت پیگردقانونی است . داوطلبانه به دادگستری رفته و خود رامعرفی میکند و از آنجا راهی زندان اوین می شود.او یک ماه در انفرادی می ماند و روزهایی را در بازجویی میگذراند .ماه عسل پاییزی حاصل نوشته های او در سلول انفرادی با همسرش می باشد.خاطرات ،شرح سلول انفرادی ،آرزوها و رویاها ،فیش برداری ،مطالعه ،حافظ خوانی و....داستان این کتاب است.

پ ن : مانند همیشه کاری خواندنی و تاثیر گذار از سید ابراهیم نبوی . کتاب های ایشان اجازه ی چاپ ندارد ولی می شود در بعضی از کتابفروشیها این کتاب را تهیه کرد.

 

من گنجشک نیستم

نام کتاب : من گنجشک نیستم

نویسنده : مصطفی مستور

ناشر : نشر مرکز

چاپ چهارم ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۸۵ صفحه

قیمت : ۲۲۰۰ تو مان

 ..دراز کشیده ام روی تختخواب. چشم ها را که می بندم خوابی که دیده ام مثل کابوسی باز توی کله ام رژه می رود.شش ماه گذشته اما کابوسش عین بختک افتاده است به جانم. توی این مدت که مرا آورده اند این جا سعی کرده ام فراموشش کنم ، اما نتوانسته ام . سعی کرده ام خم شوم روی خودم تا نیمی از خودم را پاک کنم اما نتوانسته ام.بعضی ها همه ی خودشان را پاک می کنند و می روند. لابد میتوانند. من نمی توانم.... 


«ابراهيم» و «افسانه» دلباخته ی يك‌ديگر شده و ازدواج مي‌كنند. پس از چند سال بنا به دلايلي افسانه مي‌ميرد و ابراهيم با اين اتفاق به ناراحتي عصبي دچار و به آسايشگاه برده مي‌شود. او در آسايشگاه با افراد گوناگوني آشنا مي‌گردد و زندگي هريك از آنها براي او همراه با نكات جالب توجه‌اي است. پس از چندي اتفاقي رخ مي‌دهد كه موجب مي‌شود ابراهيم تصميم تازه‌اي براي ادامة زندگي‌اش بگيرد.

قسمت های زیبایی از کتاب

خیلی زود عاشق هم شدیم . مثل بیشتر عشق ها ، تقریبا بی دلیل .

 

هیچ مرگی دنیا را به آخرین نقطه اش نخواهد رساند . اما را اما شاید برساند .

 

گاهی فکر می کنم آدم های زیادی هستند که من میتوانم با آن ها عمیقا احساس نزدیکی کنم اما افسوس که نمی شناسمشان .

 

عاشق هر کس که شدی دیگه نمی تونی فراموشش کنی . واسه همینه که به نظر من عشق یعنی هیولا .


 

دو قدم این ور خط

نام کتاب : دو قدم این ور خط

نویسنده : احمد پوری

ناشر : نشر چشمه

چاپ سوم ، ۱۳۸۷

تعداد صفحات : ۲۲۶ صفحه

قیمت : ۳۵۰۰ تومان

احمد نویسنده و استاد دانشگاه که با مردی روسی به نام اورلف در تهران آشنا می شود . احمد شیفته ی آنا آخماتوا شاعر روسی است و آشنایی با اورلف که نویسنده و تاریخ دان است کمک زیادی به او می کند .اما اورلف از گذشته به آینده آمده است و احمد را هم تشویق می کند که برای رساندن نامه ای از آیزیا برلین به آخماتوا به گذشته برود ،سفر احمد به گذشته و باز خوانی تاریخ تبریز در زمان پیشه وری و اوضاع شوروی داستان را به جلو می برد.و....

پ ن : احمد پوری مترجم اشعار آنا آخماتوا به زبان فارسی است و این داستان گویی روایت آرزو و خواسته ی احمد پوری است که به این صورت روایت شده است.

 

روی ماه خداوند را ببوس

نام کتاب : روی ماه خداوند را ببوس

نویسنده : مصطفی مستور

ناشر : نشر مر کز

چاپ سی و یکم ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۱۱۳ صفحه

قیمت : ۲۶۰۰ تومان

"روی ماه خداوند را ببوس" داستان یونس، دانشجوی دکترای پژوهشگری اجتماعی است که در گیرودار کامل کردن پایان نامه اش درباره ی تحلیل جامعه شناسانه علل خودکشی دکتر پارسا، بازگشت دوستش مهرداد از آمریکا و روابط متلاطم با نامزدش سایه که او هم در حال تحقیق برای اتمام پابان نامه کارشناسی ارشدش در باره مکالمات خداوند و موسی است، به وجود خدا شک می کند. در این میان علیرضا، دوست مشترک یونس و مهرداد است و یونس سوالهای سختی که به ذهنش می رسد و جوابی برای آنها نمی یابد را از او می پرسد. هر چند اغلب اوقات قانع نمی شود ولی در پاسخ سوالاتش چیزی می شنود که بی اندازه لذت می برد.

"... خیلی سعی کرد تا همه چیز رو بفهمه، اما نتونست. سعی کرد به کمک فیزیک و ریاضیات و حتی فلسفه همه چیز رو اندازه بگیره اما ناگهان دریافت که در هستی چیزهایی هست که با ابزارهای او نمی شه اون ها رو اندازه گرفت یا فهمید. پس گیج شد و فرو رفت..."

 

اورازان

نام کتاب : اورازان

نویسنده : جلال آل احمد

ناشر : انتشارات فردوس

چاپ پنجم ، ۱۳۸۳

تعداد صفحات : ۹۶ صفحه

قیمت : ۸۰۰ تو مان

«اورازان» دهي كوهستاني است كه در منتهاي شرقي كوهپايه‌هاي شمالي طالقان، روي سراشيبي تپه‌اي، كه شيب آن از شمال به جنوب است، قرار گرفته و به رودخانة سيلابي كوچكي در پاي همان تپه ختم مي‌شود. تنها زينتي كه در تمام ساختمان‌هاي ده مي‌توان ديد يكي توفال سقف‌هاست كه به آن «پردو» مي‌گويند و نيز گاهي پنجره‌هاي مشبكي كه از قديم هنوز سالم مانده است و ديگر سرتيرهايی كه از سر پوشيدة ايوان‌ها بيرون مي‌گذارند و به آن تراشی مي‌دهند و آن را نكاس مي‌گويند. سيد بودن و اصيل بودن اورازاني‌ها نه تنها در همة طالقان، بلكه در ساوجبلاغ و تنكابن نيز شهرت دارد. تشريفاتي كه در اورازان براي عزا قايل مي‌شوند حتي از تشريفات عروسي نيز مفصل‌تر است. لباس اهالي معمولا ساده است و در محل تهيه مي‌شود. كتاب حاضر، به قلم زنده‌ياد جلال‌آل احمد، گزارشي است از وضعيت جغرافيايي اورازان، هم‌چنين آداب و رسوم، فولكلور و لهجة مردم اين منطقه كه طي سفرهای نگارنده به اورازان ـ كه مولد اجداد او بوده ـ نگاشته شده است.

 

مونسون

نام کتاب : مونسون

نویسنده : سیروس شمیسا

ناشر : نشر علم

چاپ اول ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۱۲۳ صفحه

قیمت : ۲۴۵۰ تومان


راوي از پدرش مي‌گويد كه از ايران مهاجرت كرده، با اين كه عاشق ايران و ايراني بوده است. او پس از كودتا و جنگ به شبه‌قاره كوچ كرده است و هرجا يك ايراني مي‌ديده، او را به خانه‌اش يا هتلي دعوت و برايش هديه‌اي تهيه مي‌كرده و از او مي‌خواسته كه دربارة ايران بگويد. راوي اكنون كه بزرگ‌شده، نمي‌داند چگونه دربارة پدر قضاوت كند. از طرفي او را دوست دارد و از طرف ديگر بسياري از كردار، پندار و گفتار او به نظرش اشتباه مي‌آيد. پدرش خانه، تجارت‌خانه و زندگي را رها كرد و در ديار غربت سرگردان زيست. شب‌هاي جمعه دعاي كميل مي‌خواند ولي در عين حال از متدينين بدگويي مي‌كرده فحش مي‌داد. راوي در اين كتاب در حين روايت از پدر، داستان كسان ديگري را در اين كتاب نقل مي‌كند.

پ ن :مونسون در زبان هندی به معنای باران های موسمی است.

داستان بیشتر تکرار خاطرات جزیی از ایران وتوصیف جزیی شهر های هند است.به نظرم کتاب ضعیفی است.

 

ذوب شده

نام کتاب : ذوب شده

نویسنده : عباس معروفی

ناشر : انتشارات ققنوس

چاپ اول ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۱۲۷ صفحه

قیمت : ۲۲۰۰ تومان

رمان ذوب شده خیال ها و خاطره های من از فضایی است که در آن نفس کشیده و زیسته ام ، داستان نویسنده ای که زیر باز جویی و شکنجه ناچار به قصه پردازی شده و آن گاه در قصه های خودش گم می شود.

پ ن : چاپ این رمان توقیف شده است.

 

به هادس خوش آمدید

نام کتاب : به هادس خوش آمدید

نویسنده : بلقیس سلیمانی

ناشر : نشر چشمه

چا اول ، ۱۳۸۸

تعداد صفحات : ۲۰۳ صفحه

قیمت : ۳۸۰۰ تومان

رودابه دختری از خانواده ی شیخانی ها از گوران کرمان برای ادامه ی تحصیل راهی تهران می شود ،او که با احسان پسر دایی خود رایطه ای دوستانه دارد در زمان بمباران تهران به اصرار خانواده و احسان راهی خانه ی یکی از اقوام میشود.یوسف خان مردی که زن و بچه اش او را رها کرده و به کانادا رفته اند و حالا تنها در خانه زندگی می کند شب به رودابه تعرض کرده و باعث فرار و مشکلاتی برای رودابه می شود و....

  

قسمت های زیبایی از کتاب

اون زمان فکر می کردم مجبورم عاشق زلیخا بشم ، چون زلیخا عاشق یوسف بوده و یوسف هم ناچار شده آخرش عاشق زلیخا بشه . چون هر یوسفی باید با یک زلیخایی ازدواج بکنه و هر زلیخایی با یوسف .

 

زندگی را می توان به هر چیزی تشبیه کرد ، چون از آن مفاهیم ولنگ و بازی است که محدوده اش نامشخص است .

 

و بدتر از همه ، مهلتی هم برای جبران نبود . به خصوص که طوفان یک شبه همه ی داشته های او را درو کرده بود . چیزهایی را از دست داده بود که می توانستند سرمایه ی زندگی خوش او با احسان باشند . جسم و روحش به تاراج رفته بود و احسان در این میانه بی نصیب از گرمای روح و جسم او ، مرده بود .