شازده کوچولو
نویسنده : آنتوان دوسنت اگزوپری
مترجم : محمد قاضی
ناشر : انتشارات امیر کبیر
چاپ بیست و نهم ، ۱۳۸۸
تعداد صفحات : ۱۱۳ صفحه
قیمت : ۱۵۰۰ تو مان
"شازده كوچولو"، پسربچهاي تنها ساكن سيارهي كوچكي است كه هر روز سه آتشفشان آن را پاك ميكرد. شازده كوچولو براي فرار از سيارهي خويش از پرواز مهاجرتي پرندگان وحشي استفاده كرد تا به بحثها و سوء تفاهمهاي غمانگيزي كه او را روز به روز از گل سرخش، دور ميكرد، پايان دهد. گل سرخ خود را در دنيا يگانه ميدانست و تصميم داشت كه هميشه شازده كوچولو را براي برآوردن كمترين هوسهاي خود در خدمت خويش نگاه دارد. اما شازده كوچولو به زمين سفر كرد. او پي در پي از شش سياره در راه گذشت و با پادشاهي، خودپسندي، ميخوارهاي، كارفرمايي سوداگر، فانوس افروزي و جغرافيداني ارتباط پيدا كرد و از شغل هريك از آنها اظهار شگفتي كرد تا به زمين رسيد. او پس از گشت و گذارهاي بسيار خود را در وسط باغي پر از گلهاي سرخ ديد و در آنجا بود كه احساس كرد بسيار بدبخت است. چون گل سرخ به او گفته بود كه در دنيا يگانه است. در همين لحظه با روباهي رو به رو شد روباه از شازده خواست تا او را اهلي كند و به او گفت: "تو پسربچهاي هستي مثل صدها پسربچهي ديگر و من هم براي تو روباهي هستم شبيه به صدها روباه ديگر. نه تو به من نيازداري و نه من به تو ولي اگر مرا اهلي كني تو براي من در عالم همتا نخواهي داشت و من براي تو در دنيا يگانه خواهم شد" و آن لحظه بود كه شازده كوچولو فهميد كه آن گل سرخ، او را اهلي كرده است، از آن به بعد شازده كوچولو تصميم به بازگشت ميگيرد و از ماري ميخواهد تا او را بگزد و او شب هنگام ناپديد ميشود
پ ن : این کتاب با ترجمه احمد شاملو و فریده مهدوی دامغانی در بازاز موجود است.